یافتن پست: #می

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/01/3 - 20:11]
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 20:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:58
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز از جلو یه رستوران رد میشدم
رفتم داخل گفتم اقا جوجه دارید؟

گفت : آره داریم

گفتم بهش آب و دونه بدین نمیره =))

کصافط تا آخر خیابون با لنگه کفش دنبالم کرد
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:40
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:38
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر است دیگر
گاهی دلش میخواهد عشقش فقط مال خودش باشد
ولی خودش مال همه باشد !
:|
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز داشتم به این فکر میکردم

بچه های ما چه جوری میخوان ما رو گول بزنن ؟ :))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز داشتم از کنار یه ماشین رد میشدم، پسره تقریبا ۲۵ سالش بود، تو ماشین نشسته بود با تمئنینه رژ و پنکک میزد... حالا این هیچی، تو آینه لبخند میزد و واسه خودش پشت چشم نازک میکرد/ :خداییییااااااا امام زمان و آمریکا رو بیخیال قیامت کن ما دیگه تحمل نداریم
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:25
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه شب خونه تکونى حسابى خستم کرده بود واسه خودم ۱لیوان چاى ریختم سریع یه قلپ رفتم بالا...لامصب اینقدر داغ بود زبونم داشت ذوب میشد منم هول شدم تفش کردم تولیوان... چند دقیقه صبر کردم خنک شد بعد خوردمش!!! چندش هم خودتى تو که نمیدونى من چقدر خسته بودم
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:22
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از خونه همسایه بوی کیک اومد بعد بوی آش رشته اومد، الان هم بوی قرمه سبزی میاد. می خوام برم در بزنم بگم ما به جهنم، خودتون اسهال می شین بدبختا!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/3 - 19:19
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ