یافتن پست: #می

PEGAH
PEGAH
.
.
.







مردمی را که "آب قنات" ندارند




به جست و جوی "آب حیات" در پی اسکندر روانه کردن




و




قصه خضر بر گوششان خواندن




شیطنت بدی است.




آنها که "عشق" را در زندگی خلق،جانشین "نان" میکنند؛




فریبکارانند




که نام فریبشان را "زهد" گذاشته اند.











حرفهایی برای نگفتن(گزیده اشعار دکتر علی شریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 14:35
+8
مرضیه
مرضیه

اگر با گذشت کردن، کسی کوچک می شد، خدا تا این اندازه بزرگ نبود!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 14:14
+9
مرضیه
مرضیه

اونی که شما بهش میگی عشقم ... یادش بخیر ما بهش چیزی نمی گفتیم سوت می زدیم خودش می اومد :D

2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 14:13
+8
alireza
alireza
اگه میتونستی بخدا یه دونه پیامک بدی چی مینوشتی ؟؟؟؟
13 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 13:53
+7
zohre
zohre

پسر است دیگر... . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . گاهی دلش 5 تا دوست دختر میخواهد :| {-33-}

3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 13:36
+10
مرضیه
مرضیه

همان صفر باش! همان دایره ساده و خالی که با حضورش رو به روی هر عدد آن را ده ها ؛صدها ؛هزاران و... برابر ارزش می بخشد!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 13:31
+7
zohre
zohre

علت خشک شدن دریاچه ارومیه مشخص ، شد : یه از خدا بی خبر یه ساقه طلایی انداخته توش {-33-}{-7-}

آخرین ویرایش توسط zohre در [1392/10/11 - 13:36]
دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 13:29
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﻣﺸـــﻐﻮﻝ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻡ ..

ﺍﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻭﺭ ﭘﻠـــﯿﺲ ﻭﺍﺳﻢ ﺩﺳﺖ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ

ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ !

ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﻫﺴﺘــﻦ !

ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﻨﻮ ﺷــــﻨﺎﺧﺘﻦ ! ؟

ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﺟﻮﮔﯿﺮ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎ ﻭﺳﻂ ﺟـــﺎﺩﻩ ﻣﯿﺎﺩ !

... ﺑﺎ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺧﺎﺻﯽ ﻭﺍﺳﻢ ﺩﺳﺖ ﺗﮑــﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ !!

ﭼﺮﺍﻍ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻭﺑﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﺍﺯﻋﻼﻗﻪ ﺷﻮﻥ

ﺟـــﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻡ !

ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﻭ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻪ ؛

ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺍﺯﻡ ﺍﻣـــﻀﺎ ﺑﮕﯿﺮﻩ ،ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ

ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻌـــﺪ !

ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ

ﭘﺎﮎ ﻭ ﺑﯽ ﺁﻻﯾﺶ !!!!!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 12:07
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 12:04
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

حکیم قاآنی :


ساقی در این هوای سرد زمستان




ساغر می را مکن دریغ ز مستان





سردی دی را نظاره‌کن که به مجمر




همچو یخ افسرده‌گشته آتش سوزان






شعلهٔ آتش جدا نگشته ز آتش




طعنه زند از تری به قطره ی باران





خون به‌عروق آن‌چنان فسرده‌ که‌ گویی



شاخ بقم رسته است از رگ شریان

دیدگاه  •   •   •  1392/10/11 - 10:43
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ