یافتن پست: #نخ

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
بــرای دلــم گاهــی مادری مهــربان می شوم

دست نـوارش بر سـَرش می كشـم و میگویـم :

" غصـه نخــور ، مــیگـذرد . . ."

بــرای دلــم گاهــی پــدر می شوم ،‌خشمگیـن می شوم و میگویـم :

" بس كن دیگــر ؛ بزرگ شده ای بابا . . . "

گاهــی هم دوستـی می شوم مهربـان ،

دستش را می گیـرم و میبــرم به باغ رویــا ؛

دلــم هم كلافه شــده دیگر از دست مـَن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/2 - 13:39 توسط Mobile
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 20:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 16:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟

وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است،

به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است.

بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟

دل عشق ترک خورد،
گل زخم نمک خورد،
زمین مرد،
زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،
فقط برد،
زمین مرد
زمین مرد ،
خداوند گواه است،
دلم چشم به راه است،
و در حسرت یک پلک نگاه است،
ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی،

برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،

تو کجایی گل نرگس؟

به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است

زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم

مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی

به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم!

که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت.

نکند باز شده ماه محرم

که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت

به فدای نخ آن شال سیاهت

به فدای رخت ای ماه!

بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم توئی ،

آجرک الله!

عزیز دو جهان یوسف در چاه ،
دلم سوخته از آه نفس های غریبت

دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده،
همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی
و سپس رفته به اقلیم رهایی،
به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی
و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی؟
به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،
نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد،
شب من روزن مهتاب ندارد،
همه گویند به انگشت اشاره
مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...
تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...
گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری
که هر آن مرثیه را خلق شنیده است
شما دیده ای آن را
و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم،
و خودت نیز مدد کن
که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود
چون تپش موج مصیبات بلند است،
به گستردگی ساحل نیل است،
و این بحر طویل است
وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است
که این روضهء مکشوف لهوف است،
عطش بر لب عطشان لغات است
و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است،
و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،
ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است،
ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است،
ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است
و زنی محو تماشاست زبالای بلندی،
الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه
که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...»
دلت تاب ندارد
به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
تو خودت کرب و بلایی،
قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی،
تو کجایی ... تو کجایی..
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 16:45
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 16:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 13:09
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﮔﻔﺖ :
ﺩﻭ ﺧﻂ ﻣﻮﺍﺯﯼ ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﻨﺪ ...
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﺪ

ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ :
ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ...
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ؟
ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
.
.
.
.
ﮒوه ﻧﺨﻮﺭ بشین سره جات … ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﯾﺎﺭﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﯼ ﺍﻻﻥ
۴ ﺗﺮﻣﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭی

{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 23:55
+9
محمد
محمد

برای ماندن تو من بهانه ای دارم، کنار برگ گل یاس خانه ای دارم، برای دیدنت امشب چه ها نخواهم کرد، بیا که بهتر از آن آشیانه ای دارم.
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 22:40
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اگه یه روزی من مردم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خدا نکنه! نیگا چه پیگیرم هست!!!
مرده شور ریختتو ببرن.خجالتم نمیکشه!
حلوا نخورده ای؟ آخه حلوای من خوردن داره؟
ببین واسه کیا پست میذارم..؟!!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 16:53
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سرکاری نیست به جون خودم !!

ابتدا برای چند لحظه به کف دستتان نگاه کنید. و پس از آن به ناخن‌های همان دستتان نگاه کنید.

تا وقتی این دو کار رو نکردید ادامه مطلب رو نخونید، وگرنه ارزشش رو از دست میده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگر برای دیدن ناخن‌هایتان دستتان را برگرداندید و ناخن‌ها را نگاه کردید ؛ گفته می‌شود که انسانی بیشتر منطقی هستید

ولی اگر برای دیدن ناخن‌هایتان در همان حال که کف دستتان مقابل شما است، انگشتانتان را خم کردید و به ناخن هایتان نگاه کردید، بیشتر بر احساس‌تان تکیه دارید

خب حالا شما احساساتی هستید یا منطقی؟جواب رو كامنت كن !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/30 - 16:17
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ