یافتن پست: #نخ

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
►◕حواستــ بــِہ دلـتــْ باشـد

►◕آטּ را هَر جایــے نگذار ...

►◕ایـטּ روزهـا دلـ را مـیدزدنـد

►◕بعد کہ بہ دردشاטּ نخوردے

►◕جاے صنـدوق پسـتــ آטּ را

►◕در سطل آشـغالـ مـے انـداَزنـد

►◕و تو خوبــ میدانــے دلــے کہ الـمثنــے شد

►◕دیگر دلـ نمــے شود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 20:07
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمام خوبان، سری هنوز سودای دلنشین نخستین و آخرین! عمرم گذشت و توام در سری هنوز ای نازنین درخت نخستین گناه من! از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 11:53
+3
saman
saman

غمگین مشو عزیز دلم


مثل هوا در کنار توام


نه جای کسی را تنگ می کنم


نه کسی مرا می بیند


نه صدایم را می شنود


دوری مکن


تو نخواهی بود


من اگر نباشم.


دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 10:26
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشق یعنی انتظاروانتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی از فراقش سوختن

عشق یعنی سر به در آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعرچاه

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست

عشق یعنی هر چه در دل آرزوست

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی یک تبسم یک نگاه

عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی همچو من شیدا شدن
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 01:27
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و بد تو برو خود را باش

هرکس آن درود عاقبت کار که کشت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 01:17
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زندگی ما آدم ها حکایت یخ فروشی است

که از او پرسیدند

فروختی ؟

گفت : نخریدند، ولی تمام شد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/6 - 19:49
+5
be to che???!!
be to che???!!
ﯾﮏ دﻗﯿﻘﻪ زل زدن در ﭼﺸﻢ زﯾﺒﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟

اﻓﺘﺨﺎر ﻧﺎز ﭘﯿﭻ و ﺗﺎب ﻣﻮﻫﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺣﺎل ﭼﻮن آراﻣﺸﺖ ﺳﻬﻢ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ اﺳﺖ

ﻏﺮق ﮔﺸﺘﻦ در ﻫﺠﻮم ﻣﻮج ﻏﻤﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮداري ز ﻣﻬﺮت ﺣﻖ از ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮان

ﺑﺴﺘﻪ اي از ﻏﺼﻪ ﻫﺎ و درد و دﻋﻮاي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ذوق ﺷﻌﺮ آﻧﭽﻨﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ در ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻦ

ﺣﻖ ﻣﺎﻧﺪن ﺑﺎ ﺗﺐ داغ ﻏﺰﻟﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻣﻬﺮ در ﮐﺎﻧﻮن ﮔﺮم ﺧﺎﻧﻮادﻩ ﺳﻬﻢ ﺗﻮ

ﺷﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ در ﺗﮕﺮگ ﺳﺨﺖ ﺳﺮﻣﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺧﻨﺪﻩ در ﻣﻬﺘﺎب و ﻧﻮر ﻣﺎﻩ ارزاﻧﯽ ﺗﻮ

اﺷﮏ در ﺗﺎرﯾﮑﯽ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺷﺒﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




زﯾﺮﮐﯽ در ﻋﺎﺷﻘﯽ را ﻣﻦ ﻧﺨﻮاﻫﻢ ﺧﻮاﺳﺘﻦ

ﮐﻨﺪ ذﻫﻨﯽ در ﺟﻮاب ﯾﮏ ﻣﻌﻤﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﻗﺪرت ﻣﻦ در ﺧﺮﯾﺪ "دوﺳﺘﺖ دارم " ﮐﻢ اﺳﺖ

ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎي ﺗﻠﺦ و ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺳﺨﻨﻬﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟




ﺟﺸﻦ در وﯾﻼي ﺳﺎﺣﻞ آﻧﻘﺪر ﺟﺬاب ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﺮگ در دﻟﺘﻨﮕﯽ ﻏﻤﮕﯿﻦ درﯾﺎي ﺗﻮ ﭼﻨﺪ ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 20:33
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عـــاشــق کــہ مــی شـوی . . .
لـالـایــی خــوانـدن هــم یـــاد بـــگیـــر (!)
شــب هــای بــاقیـمـــانــده ی عــمـرت
بـــه ایـــن ســادگـــی هــا
صبـــــح نخـــواهـــنـــد شـــد .
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 17:05
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مادرم میگفت: "در راه شعری نخوان که در آن گوشت و پوست و خون و استخوان باشد، زیرا سگهای لاغر زادگاهت سالهاست که آواره خیالند."

زنده یاد حسین پناهی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 16:23
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/5 - 14:52
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ