یافتن پست: #نمی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از مشکلات دوران تحصیل اینه که
وقتی گرسنت میشه نمیتونی درس بخونی
وقتی هم که سیر میشی نمیتونی درس بخونی
ولی مشکل اصلی تر اینه که حد وسط نداره، یا گرسنه ای یا سیر!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:20
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﮑﺎﻟﻤﺎﺕ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻓﯿﻠﺘﺮ ﺷﮑﻨﻢ
ﻣﻦ : ﺑﺸﮑﻦ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﺑﺸﮑﻦ
.
.
.
.
.
.
ﻓﯿﻠﺘﺮ ﺷﮑﻦ :ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﮑﻨﻢ !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:16
+3
nazli
nazli
در CARLO

خوابیدی تو تختت ..
هی قل میخوری ..

بعد گوشیتو بر میداری مینویسی :

" خوابم نمیبره "

سرد میشی ..

... بغض میکنی ..

میبینی هیچکسو نداری ..

که واسش اینو بفرستی !

تنهایی سخته ..

خیلی

دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:10
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آﺩﻣﺎﯼ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺣﺴﺎﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑُﺮﻭﺯ ﻣﯿﺪﻥ .....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯽ ﮔﻦ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ ﺗﻨﻬﺎﺕ ﻣﯽ ﺫﺍﺭﻥ ....
ﺍﻣﺎ .....
ﻭﻗﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﻦ ...
ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﻦ ...
ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﮔﻦ ....
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺮﻥ ....
ﻭ ....
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻥ ...
(ولی تا ابد میشکنن)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 21:03
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من كرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سیب نداشت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:48
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من به تو خندیدم

چون كه می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیك لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاك

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تكرار كنان

می دهد آزارم

و من اندیشه كنان غرق در این پندارم

كه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:46
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در این هیاهوی خلق
که پُتک بر آرامش ات میزند
دلم پیاده رویی میخواهد , بارانی!
...
دست خودم را بگیرم
برویم صحبت کنان
تا انتهای گریستنِ آخرین ابرِ زندگی!
...
نفرین به اجتماع
که نمی گذارد صدا به صدا برسد!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 20:10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﭼﺮﺍ ﻣـــﻮﺱ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺘﻪ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﻣﯿﺭﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ... ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ؟ |:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺶ ﮐﺮﺩﯼ؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 19:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/21 - 18:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ