یافتن پست: #نمی

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:14
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:12
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/25 - 11:08
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
  کوچه ها را
بلد شـــده ام
و رنگـــ چراغ های راهنـــما را
دیگـــر در راه
مدرسه گـــم نمی شوم !
اما
میـــان آدم ها
گـــم میـــشوم
آدم ها را
بلـــد نیستـــم
(یحیی محمدی)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آن بیرون آفتابی‌ست.

چیزی بیش‌تر از یک خورشید نیست،

اما مردم نگاهش می‌کنند و آنگاه

آواز سر می‌دهند.

خورشید را نمی‌شناسم.

ملودی فرشتگان را می‌شناسم من

موعظه‌ی گرمِ واپسین باد را.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:49
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تو از منی و من از تو چرا که درد یکیست که آنچه با من و تو روزگار کرد یکیست عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم که در مقابل آیینه زوج و فرد یکیست چه فرق می کند اکنون،بهار یا پاییز برای ما که کویریم سبز و زرد یکیست من و تو دشمن تقدیر یک دگر هستیم ولی چه سود، که تسلیم با نبرد یکیست دلم به دور تو سیاره ای است سرگردان که شیوه من و این چرخ هرزه گرد یکیست خدا یکی تو یکی پس از آستان غمت نمی روم که بدانندحرف مرد یکیست

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 22:01
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلگیرم از دنیآ و روزگآرش

از بی کسی هآ و سکوت هآ!

این منم که اینگونه خسته ام

منی که همیشه خوب بودم و خندآن

منی که خنده هایم مثالی بود به مثال ضرب المثل

نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برایم

چون “تـو”، “من” نیستی!

پس لطفا قضآوتم نکن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 21:54
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
عمق چشم هات قصه ی هزار و یک شب یلداست …
تمام نمی شود هرچه می خوانم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 21:24
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
اینا که یه تار موی همسرشون رو به یه دنیا نمیدن ، اگه همونو تو غذا پیدا کنن ؟
صداتونو نمیشنوم ؟ !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 21:23
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد

در این بازار عطاران مرو هرسو چو بیکاران

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس

یکی قلبی بیارایدتو پنداری که زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراری که می آید

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که میجوشد درون چیز دیگری دارد

نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل مستان ازیرا ناله مستان

میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد

اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد

چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می دار

از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد

چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه ای گشتی

حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد

چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی

که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 20:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ