یافتن پست: #نمی

پروانه سعید زاده
پروانه سعید زاده

در یک رابطه دو نفره وقتى هیچ مشکلی با هم ندارند،حتما یکیشون تمام حرفهای دلش رو نمیگوید : شکسپیر .

دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 20:17
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
@NEGAR1992

چقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم،
ماله خود خودم،
یکی که نگرانم باشه،
یکی که براش مهم باشم...
یکی که مثل تو پشتمو خالی نکنه...
دلم یکی میخواد که وقتی بهش خوبی میکنم فکر نکنه محتاجشم،
کسی که جواب محبتامو با محبت بده...
دلم کسی رو میخواد که بتونم بهش ببالم...
دلم کسی رو میخواد که جلو دیگران با افتخار بگم این ماله منه،
این دنیای منه...
دلم این روزا یه مرهم،یه دوست داشتن واقعی میخواد...
یکی که رفیق باشه،
یکی که دستاشو بگیرمو با هم یه عالمه قدم بزنیم...
دلم یه دوست داشتن میخواد...
دوست داشتنی که این روزا به این سادگی ها گیر نمیاد..
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:45
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی، میبُری
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی، زیادیی…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:27
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نقابم که میافتد...


هیچ کس تاب سادگی دنیام را نمیآورد !!!


تاب خاشع و خلوصم را


تاب صداقت دستانم را


خستگی شانه هایم را


یا لرزش نگاهم را



گاهی فکر میکنم با نقاب خواستنی ترم!!!!


دست نوشته های یاسی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فارس نزاد پرست نیست (مگه کوروش نزاد پرست بود؟) رشتی بی غیرت نیست(مگر میرزا کوچک خان بی غیرت بود؟) مازندرانی کله ماهی خور نیست(مگر نیما کله ماهی خور بود؟) لر هالو نیست(مگه لطف علی خان هالو بود؟) ترک زبان عر عر نمی کنه(مگه شهریار عر عر می کرد؟) قزوینی همجنس باز نیست(مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟) خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست(مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟)
بلکه اینان ستونهای ایرانند‎. وقتی داریم از داخل ستونها رو خراب میکنیم دیگه نیازی به دشمن خارجی نیست.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 19:00
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند شب پیش سالگرد ازدواج مامان و بابام بود. اومدم تیریپ نمك بردارم، به بابام گفتم: بابا اگه زمان برگرده به عقب، باز با مامان ازدواج می‌كنی؟ گفت: آره، ولی تو رو به دنیا نمیاوردیم!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم از دانش آموزان خواست که انشاء درباره یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر، معلم از او پرسید: تو چرا نمی نویسی؟

دانش آموز جواب داد:نوشته ام!

معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد. نوشته بود: به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:53
+3
روشنا
روشنا
خیلی وقته زندگی خوش نمیگذره اما فقط .. داره میگذره
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:51
+8
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:19
+6
nanaz
nanaz

مغز آدم هم عجیب جونوریه! یادش میمونه که یه چیزی یادش رفته اما یادش نمیمونه که چی یادش رفته!
امیدوارم خدا در ورژن های بعدی این باگ رو رفع کنه D:


دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 18:15
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ