♥ نگار ♥
یه حکایت مکزیکی هس که هیچی نمیگه
فقط مــوج میزنه
♥ نگار ♥
دیوانه نیستم!
فقط طوری خاص که دیگران نمی توانند...!
"دوستت دارم"!
♥ نگار ♥
سه تا چیز هست که هیچ وقت آدم نمیتونه فراموششون کنه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
صبحانه، ناهار، شام
قرار نیست که همش احساساتی باشه
♥ نگار ♥
بازهم تنهایی .....بازم بی کس شدم..
کوله باری ندارم جز خاطره ها چندتایی هم لباس.
توی این باران خیس خیس میشوم..
زانوهایم را بغل میگیرم و درفکر آمدنت هستم..
میدانم نمی آیی..
ولی دلم به این خوش است که هنوز یادت هست
♥ نگار ♥
عزیزم من به جز تو تا حالا با هیشکی نبودم"
این از اون جمله های هست که آدم نمیدونه بعد از شنیدنش
باید احساسِ "خاص " بودن بکنه، یا "خر" بودن !