♥ نگار ♥
بیاد دارم كه در غروب آنها
در خیابان
از تنهایی گریستیم
ما نه آواره بودیم، نه غریب
اما
این بعدازظهر های جمعه پایان و تمامی نداشت
می گفتند از كودكی به ما كه زمان باز نمی گردد
اما نمی دانم چرا
این بعد از ظهر های جمعه باز می گشتند!
احمد رضا احمدی
♥ نگار ♥
به سلام ها دل نمی بندم
از خداحافظی ها غمگین نمی شوم
دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه
parisa
خدایا کمی بیا جلو میخوام در گوشت چیزی بگم...
"من "بی" او" دوام نمی اورم میشه برشگردونی ???