یافتن پست: #نمی

roya
roya
در CARLO
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟
ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 13:39
+6
roya
roya
در CARLO
از مارمولک له شده زشت تر٬ پسربچه تو سن بلوغه. اصلن مثل کوبیسم میمونه!!! هیچیش به هیچیش نمیا!
2 دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 13:32
+5
roya
roya
در CARLO
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:

ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 11:18
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تــو زنــدگــی هستــند کســانی کــه هیچــوقت ترکــت نمیـکننـد
ولــی بلــدند کــاری کنــند کــه خـــودت یــواش یــواش تـرکشــان کنــی !
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حکایت کرده اند :

شخصی الاغش را میزد
عالمی به او رسید و گفت: نزن گناه است
مرد گفت:ببخشید نمیدانستم فامیل شماست
عالم گفت : نه میترسم عاق والدین شوی ((=
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:24
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چند روز پیش رفتم بانک بانکم خلوت بود یه نفر قبل من اومده بود پول بگیره نزدیک 25 میلیون پول همشم 2 تومنی 5 تومنی 10 تومنی (هزاریا) منم شیطونیم گل کرد الکی گوشیرو گرفتم زیر گوشم گفتم ممد سریع موتورو بردار بیا جلو بانک ... خودمم رفتم تو ماشین نشستم
یارو تا ۴ بعد از ظهر از بانک بیرون نمیومد D:
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺻﺪﺍﯼ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﻧﻤﯿﺰﺍﺭﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ .
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻢ ﺗﺎ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﭘﺮﻭﺭﺷﮕﺎﻩ .
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ...
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﺭﻓﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﯿﺰﺍﺭﻣﺶ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ ...
ﻫﻤﻮﻧﺠﺎﻡ ﯾﮑﯿﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻪ ﺑﺮﻩ ﺳﺮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ...
ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﺎ ............
دیدگاه  •   •   •  1392/03/6 - 10:03
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
اینجا همه نفهمی خورده اند هیچ کس را نمیفهمد هیچ کس نمیداند یک دنیا ناب را چطور باید فراموش کرد و حتی خیلی ها نمیدانند چطور با زندگیت را میکنند..........................
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 19:21
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پرچـــــم یه پســــر ...

با مخ زدن و [!] کردن و تیغ زدن یه دختر بالــا نمی ره

پرچــــم یه پســـــر

زمانی بالــاســــــت که ...

وقتی قلب یه دختر رو به دست آورد
و
به خواسته هاش رسید ...

عـــــــاشقونه پای طرف بمونه و وفـــــــا دار باشه ...

به افتخار همه پسرای با معرفت
1 دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 18:49
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم

فقط لب هایم

نقشی به نام لبخند را بازی میکنند

تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/03/5 - 17:11
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ