یافتن پست: #نمی

reza
reza
هیچ كس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه می توانند از همین حالا شروع كنند و پایان تازه ای بسازند
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 22:15
+2
payam65
payam65
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را
از نگاهش می توان خواند
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
دنیا را ببین... بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!
بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم ...هیچ کس نمی فهمه
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 20:20
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
کسی دراین سوز و سرما دست هایت را نمیگیرد


در جیب بگذارشان...

شاید ذره ای خاطره ته جیبت مانده باشد...


که هنوز هم گرم است!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:38
+4
payam65
payam65
وقتی.....

وقتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است.

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است،

مثل تنها مردن !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:31
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
خیلی به ما نزدیک شده بود


دیگر داشت به حریم شخصیمان سرک میکشید


خوب رویش را کم کردی دیگر جرات نمیکند سمت ما بیایید


متوجه نبودی؟!


محبت را میگویم…
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:26
+3
payam65
payam65
شریعتی میگوید:زن عشق می كارد و كینه درو می كند...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...
می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...
برای ازدواجش ، در هر سنی ، اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ...
در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...
او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...
او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...
او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:24
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
گاهی حس میکنم روی دست خدا مانده ام!


خسته اش کرده ام...


خودش هم نمیداند با من چه کند!!!...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:17
+3
payam65
payam65
ازدست دادن کسی که دوستش داریم خیلی دشواراست.

اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که کسی کسی را از دست نمیدهد؛ زیرا‎ ‎مالک آن نیست ، و‎ ‎این یعنی آزادی ،

داشتن بهترینهای دنیا بدون آنکه صاحبشان باشی ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:13
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
چگونه می شود از خدا گرفت


چیزی را که نمی دهد ؟!!


می گویند قسمت نیست ، حکمت است...


من قسمت و حکمت نمی فهمم


تو خدایی ، طاقت را می فهمی …!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:10
+2
payam65
payam65
وچنان عشقی به دریا داشتم

که با اولین نگاهم به تو

غرق شده خودم را غریبانه دیدم

اما تو...تو که بودی؟

سایه؟یا یک رویای نا پایدار

که دریا را دوست داشتی

فقط به یک نگاه و یک خاطره

من بدون نجات غریق

بی پروا خودم را به آب زدم

که شاید عشق را به تو بیاموزم

تو عشق را نیاموختی!

ومن غرق شدم

و تو ماندی و خاطره شناگری

که عاشق دریا بود

اما شنا نمی دانست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/11 - 18:07

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ