یافتن پست: #نمی

*elnaz* *
*elnaz* *
وقتی‌ تنهائیم، دنبال دوست میگردیم. پیدایش که کردیم، دنبال عیب‌هایش میگردیم. وقتی‌ که از دست دادیمش، دنبال خاطراتش میگردیم، و همچنان تنها میمانیم. هیچ چیز آسانتر از قلب نمیشکند{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:54
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
خدایا آلودگی آدمها از حد گذشته ،دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ {-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:51
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
کاش می دانستی........{-35-}، من سکوتم حرف است، حرف هایم حرف است،

خنده هایم، خنده هایم حرف است.

کاش می دانستی،

می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم.

کاش می دانستی، کاش می فهمیدی،

کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند،

یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند.

من کمی زودتر از خیلی دیر،

مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد.

تو نترس، سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد.

کاش می دانستی،

چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت،

در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست.

تازه خواهی فهمید، مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:39
+5
شاهین
شاهین
زن بودن مثل ققنوس بودن است! هی آتش میگیری و باز نا امید نمی شوی و از خاکسترت زن متولد می شود!
روز جهانی زن مبارک
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:18
+5
mina_z
mina_z
ر زمستانی سرد
با دلی رفته ز دست
زیر لب میخوانم
کاش میشد به تو گفت
که تو تنها سخن شعر منی
تو نرو ، دور نشو از بر من
تو بمان تا که نمیرد دل من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:15
+10
شاهین
شاهین
مطلبو گرفتی لایک کن{-7-}
9 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 21:01
+5
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
از تقدیر سرنوشت غمگین مباش
چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند
شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند
ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 20:56
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
قدِ تو به عشق نمیرسید
غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد، اما باز هم نرسید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 20:41
+3
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
مرد هر چقدرم که مغرور باشه ...
خشن و محکم و سخت باشه ...
بازم یه وقتایی که ناراحته و یه مشکلی براش پیش میاد
انگار فقط یه زن میتونه با نوازش و صدای گرمش آرومش کنه
سلامتی همه زنا و دخترا ...
که بعضی وقتا یه حس ارامشیو به مرد میدن
که هیچ مردی نمیتونه به زن بده
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 20:14
+3
ramin
ramin
سره سفره عقد عروس بله نمیگفته.داماد یكم فكر میكنه با صدای بلند میگه: عموزنجیر باف
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/17 - 19:35
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ