حمید
فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را
اینقدر دوست داری غم را چرا آف[!]؟ خداوند گفت:غم
را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می
شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
حمید
یادته یه روز بهم گفتی : هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که
نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چی
؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش می گیره ... گفتم :
یه خواهش دارم . وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار .
گفتی : به چشم ... حالا امروز من دارم گریه می کنم اما آسمون نمی
باره ... تو هم اون دور دورا ایستادی
M 0 R i c A R L0
ma dg berim bekhaaaabim...masalan mikham sobe zod beram koh....shabe hamegi bekheeeeeeeeyrrrrr....doseton midaraaaaaam
Hossein Behzadi
بعضی حرفا رو نمیشه گفت باید خورد... ولی بعضی حرفا رو نه می شه گفت نه میشه خورد می مونه سر دل! ... میشه دل تنگ! میشه بغض! میشه سکوت! میشه همون وقتی که خودتم نمیدونی چه مرگته
Hossein Behzadi
زنها مثل اطو هستند هم مصرفشان بالاست هم زود داغ میکنند البته بدون بخارش هم بدرد نمی خوره
sasan pool
زندگی چیست ؟
اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟
اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟
اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟
اگر زندگی است چرا می میریم ؟
... ...اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟
اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟
دکتر علی شریعتی
poria
به [!] میگن : لپ لپ می خری ؟
میگه : آره !
میگن : حالا جایزه هم توش داره ؟
میگه : فكر نمی كنم ، من لپ لپ رو واسه كیفیتش می خرم !
poria
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك میگفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه، تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده