aB'Bas S
سلام. من اومدم با سر و صدا ي زيا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا اد
امیرحسین
ازتنهایی گریزی نیست بگذار
اغوشم برای همیشه یخ بزند
نمیخواهم کسی شال گردن
اضافی اش رادورگردنم بیاندازد
امیرحسین
بعضـی وقتـا آدمـا یـه كـاری میكنـن كـه دیگـه نمیتـونـی دوسشـون داشتـه بـاشی!
ولــی... عجیـب دلــت واسـه دوسـت داشتنشــون تـنـگ میشــه...
kiss
روزی زیر سایه بید مجنون بودیم و به سیبی که در دستان تو بود نگاه میکردیم تو آن روز به من اعتماد داشتی و سیب را دادی تا عادلانه تقسیم کنم ،و من قسمت بزرگ آن برداشتم و تکه کوچک را به تو دادم . تو آرام پلکهایت را از من گرفتی و در اندوه ابروانت فرو بردی و زیر لب گفتی . نمیدانم چه گفتی ،ولی امروزبه من اعتماد نداری . شاید باید به تو میگفتم که آن تکه بزرگ خراب بود و من نمیخواستم تو آن را گاز بزنی.
kiss
ما پیغام دوست داشتنمان را با دود بهم میرسانیم / نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست ؟من که اینجا جنگلی را به آتش کشیدم....!
عسل ایرانی
میان ماندن و نماندن
فاصله تنها یك حرف ساده بود
از قول من
به باران بی امان بگو :
دل اگر دل باشد ،
آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد