یافتن پست: #نیست

mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
اَه ... انقدر بدم میاد ظهر میخوابی ، بعد که بیدارمیشی هیشکی نیست
همه ی چراغا هم خاموشه!
نمیفهمی شب خوابیدی الان صبحه یا ظهر خوابیدی الان شبه ..!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 21:48
+2
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
ذات ادما قابل تغییر دادن نیست. فقط شاید بتونی خودتو با اونا سازگار کنی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:57
+5
reza
reza
میگفتند:سختی ها نمک زندگــــــی است!!
امّا چرا کسی نفهمید
"نمــــــک" برای من که خاطراتم زخمی است
شور نیست...
مزه "درد" میدهد...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:43
+2
سحر
سحر
شوخی پسرونه
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:46
+7
maryam
maryam
قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا افرين همينطوري ادامه بدي فرداتخم ميكني جوجه!
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:36
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
[!] آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
27 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:10
+7
aB'Bas S
aB'Bas S
چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
20 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:03
+6
aB'Bas S
aB'Bas S
تو تاکسی نشسته بودم یه بچه هم پشت سرم نشسته بود با مامانش همه اش داشت گریه میکرد موز میخواست هی غر غر میکردو گریه میکرد همه کلافه شده بودیم راننده خواست آرومش کنه بهش گفت عزیزم الان پیاده میشید مامان برات موز میخره
بچه هم پررو نه گذاشت نه برداشت با همون حالت گریه به راننده گفت( بالهجه کرمانی غلییییییییظ )تو دیگه گا مخورررر!!!!!!!
آقا سکوتی تاکسیو گرفت که تو قبرستون هم نیست…!(کرمانیا به گه میگن گا ببخشید محض اطلاع گفتم){-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:45
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا سرگرم بزم و شادی ام

مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم؟

پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست

من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر

سر زده می آید و راه فراری نیست نیست

پس چرا عاشق نباشم؟پس چرا عاشق نباشم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:15
+5
ali rad
ali rad
بلد نیستی ننویس خوب...........................میمیری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 18:10
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ