یافتن پست: #نیست

vahid lahiji
vahid lahiji
نسبت بال زنبور به بدن او بسیار کم است
با توجه به قوانین آیرودینامیک پرواز ممکن نیست
اما زنبور این را نمیداند و پرواز می کند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 11:37
+1
sasan pool
sasan pool
این شعر مورد علاقه من هست.دوست دارم روی سنگ قبرم بنویسن.امیدوارم زود تر بیاد این لحظه شیرین مرگ.
فقط شعرش طولانی هست احتمالا توی یک سنگ جا نشه روی دوتا سنگ بنویسن{-18-}{-18-}{-18-}البته هزینه هم میره بالا چون باید دوتا قبر هم بگیرم{-18-}{-18-}{-18-}
معلوم نیست که وقت مرگ من میشه.{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}{-9-}
شعر در دید گاه میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 02:15
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
ma dg berim bekhaaaabim...masalan mikham sobe zod beram koh....shabe hamegi bekheeeeeeeeyrrrrr....doseton midaraaaaaam
127 دیدگاه  •   •   •  1390/11/28 - 01:36
+6
sasan pool
sasan pool
زندگی چیست ؟
اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟
اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟
اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟
اگر زندگی است چرا می میریم ؟
... ...اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟
اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

دکتر علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:51
+3
sasan pool
sasan pool
‫یکی پرسید اندوه تو از چست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه من نوشتم
برای آنکه باید باشد و نیست....‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:48
+2
sasan pool
sasan pool
خدایا عاشقم کردی وابسته و بدبخت
حالا تنهای تنهایم و کسی کنارم نیست که رو شونه هاش از دردی که بر من رواشد بگم
این دقیقا حال و روز من هست.{-38-}{-38-}{-38-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 21:44
+1
vahid lahiji
vahid lahiji
فریب مشابهت روز و شب ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی شود ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 20:00
+1
امید
امید
به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست؟ گفت از من زیبا تر به شمع گفتم عشق چیست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:14
+3
mehdy
mehdy
ناپلئون میگه: وقتی از دوستت خبری نیست خوشحال باش، چون حتما خوشحاله و حالش خوبه که تورو از یاد برده...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:35
+2
poria
poria
[!] شبا یه پارچ آب خالی بالا سرش میذاشته و می خوابیده ازش می پرسن آخه خنگ چرا اینجوری می کنی؟ میگه : خوب یه موقع نصفه شب از خواب پا پیشم می بینم تشنم نیست .. اونوقت چیکار کنم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:34

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ