یافتن پست: #ها

nanaz
nanaz
در CARLO
در مسابقه بین شیر و گوزن، بسیاری از گوزنها برنده میشوند
چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی
پس
” هدف مهمتر از نیاز است “
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 14:03
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:54
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
وقتی دلتنگ میشوم تلخم...درگیرم با خودم...
اما ناراحتیم را سرکسی خالی نمیکنم
در خودم فرو میریزم
تنها بغض میکنم...
سکوتی میکنم بالاتر از فریاد...
وقتی دلتنگ میشوم هیچ چیز حالم را خوب نمی کند
جز رها شدن در خاطرات.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:52
+4
nanaz
nanaz
در CARLO



در “نقاشی هایم” تنهاییم را پنهان می کنم…


در “دلم” دلتنگی ام را…


در “سکوتم” حرف های نگفته ام را…


در “لبخندم” غصه هایم را…


دل من…


چه خردساااااال است !!!


ساده می نگرد !


ساده می خندد !


ساده می پوشد !


دل من…


از تبار دیوارهای کاهگلی است!!!


ساده می افتد !


ساده می شکند !


ساده می میرد !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:50
+4
nanaz
nanaz
در CARLO


سیاهی لبهایم از سیگار نیست...!


سیا ه پوش هزار حرف نگفته است…
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:48
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:40
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:38
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:37
+4
nanaz
nanaz
ایا میدانی عاشق شدن یعنی چه؟یعنی ترس یعنی قلبت را به کسی که نمیدانی دوستت دارد یا نه هدیه کنی!هدیه کردن قلب یعنی نداشتن هوش و حواس ......
نمیدانم قلبم را به چه کسی هدیه کردم!هرچه دنبالش میگردم نمی یابمش !هر سو را که سرک میکشم و سراغ قلبم را میگیرم به من میگویند مگر کسی در این سن قلبش را هدیه میدهد!!!چرا ما نباید در این سن عاشق شویم؟؟؟؟
مگر عشق چیست؟؟؟معنا کردنش کار هرکسی نیست؟؟؟
عشق یعنی لحظه های شیرین زندگی....عشق یعنی رو دست خوردن از ان کسی که نمیدانی کیست و چیست.....و بعد بدانی کیست!!!!
همه عشق ها روزی تمام میشوند .چرا ؟چرا؟من نمیدانم قلبم را به چه کسی سپرده ام.....چرا حواسم نیست ؟عشقم نیست؟وجودم نیست؟......چرا هرشب اشک میریزم و خودم هم نمیدانم ا زغم کیست که ایگونه اشک میریزم؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:26
+4
nanaz
nanaz
در CARLO
بخشيد باز جنسيتت را فراموش کردم !
پسر سرزمين من ,

معلوم هست کجايي خيلي وقت است تو را گم کرده ام
ديروز داشتي مردانه در ميدان ميجنگيدي . . .
امروز داري توي آرايشگاه ها ابرو بر ميداري ، مو رنگ ميکني ، دماغت را سر بالا ميکني . . .
اهاي پسر سرزمين من . . .


دختراااااااااااااااااااان سرزمين من نياز به مردي دارند که محکم باشد ، قوي باشد در سختي ها ، در دشواري ها همراه و هميارشان باشد انقدر قوي باشد که همه دنيا در برابرش کم بياورد . . .


اهاي پسر سرزمين کمي اهسته برو . . .
به کجا چنين شتابان . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 13:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ