یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
♥چیـزی در کلامم نیستــــ
جز دوستتــــ دارم هایی
کهـ واژه نـیستنـــد
مثـل دم در پی بازدم
حیاتم را رقم می زننــد♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 14:04
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
همیـن کهـ
قــاصـدکی
را
فوتــــ کنی
تـا عطر نفسهایتــــــ
را با خود بیـــــاورد
برای دلــم کافیستــ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 14:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زمونه بدی شده !
حتی با افزودنی های غیرمجاز هم
اعتباری به ماندگاری بعضی دوستی ها نیسـت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:28
+1
saman
saman
در CARLO

(ooooo) اه ، اینجا نمیشه بیا پایین!


.


.


(oooo) بازم نمیشه بیا پایین!


.
.


(oo)اهان حالا تنها شدیم، یه ماچ میدی؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:28
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تمام این دیالوگها رو با صدای بلند تصور کنین:
یا امام غریب! جیغغغ! الله اکبر! یا جدم حسین! جیغغغ! چنگ، لگد، مشت به اطرافیان، خدایاااا کمکم کن! وااای الان پرت میشیم پایین! آقا نگه دارین، وای موشها حمله کردن کثافتا
دیالوگای رفیقم توی سینما ۵ بعدی!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:26
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خاطره ی پسرجولوی دختره یه حرکتی زدم , دلشو گرفت دوئید سمت خونشون !!!
منم فک کردم تو دلش ول وله شده واسه خواستنم...
.
.
.
.
.
.
چه میدونستم کصاافط اسهال داره :|
اولین شکست عشقیمو همونجا خوردم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:25
saman
saman
در CARLO

دوستان واقعی جواهراتی هستند گرانبها که بدست آوردنشان سخت و نگه­داشتنشان سخت تر است. پس لطفاً در حفظ و نگهداری من کوشا باشید!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 13:23
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
(خانه ی دوست کجاست؟)در فلق بود که پرسید سوار.

آسمان مکثی کرد.

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت،

کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است

و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است.

میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ،سر بدر می آرد،

پس به سمت گل تنهایی می پیچی،

دو قدم مانده به گل،

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

و تورا ترسی شفاف فرا میگیرد

در صمیمیت سیال فضا،خش خشی می شنوی

کودکی میبینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:16
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سالها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم

من به سر منزل عنقا نه به خود بر دم راه

قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

سایه ای بر دل ریشه فکن ای گنج مراد

که من این خانه به سودای تو ویران کردم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون

می گزم لب که چرا گوش به نادان کردم

نقش مستوری و مستی نه به دست من و تو است

آنچه استاد ازل گفت بکن آن کردم

دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع

گرچه دربانی میخانه فراوان کردم

اینکه پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت

اجر صبری است که در کلبه احزان کردم

گر به دیوان غزل صدر نشینم چه عجب

سالها بندگی صاحب دیوان کردم

هیچ کس را نرسد در خم محراب فلک

آن تنعم که من از همت سلطان کردم

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 11:13
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ