یافتن پست: #ها

محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
به خدا گفتم:
خدا جون!
تو که میدونستی تنهام میزاره پس چرا گذاشتی بیاد تو زندگیم؟!
گفت: اونطور که اون دیــــوث گفت عاشقتم؛ منم باورم شد...!!
:))))))))
دیدگاه  •   •   •  1393/06/18 - 13:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
5 . نمونه ای از چیز های کوچیکی که باعث خوشحالی میشه :)
* غیبت کردی ، میفهمی کلاس تشکیل نشده .
* باز شدن چمدون سوغاتی ها .
* صدای آرومش ، وقتی داره همراه با آهنگ میخونه .
* خسته و گرسنه برسی خونه و غذای مورد علاقه ات آماده باشه .
* نمره ات از اونی که بهت تقلب رسونده بهتر میشه .
* وقتی کسی رو بغل میکنی و اون محکم تر بغلت میکنه .
* وقت تموم شدن مهمونی کفش پاشنه بلندتو در میاری و وایمیسی رو زمین خنک .
* دوستت که ازت دور میشه ، باز بر میگرده ، یه نگاهی ، دست تکان دادنی ، لبخندی .
* کفشدوزک لابه لای سبزی ها .
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 20:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻋﺎﻗﺎ دیروﺯ ﺑﺎ ﺩﻭس دﺧﺘﺮ جدیدم ﺭﻓﺘﯿﻢ سد كرج، ﮐﻨﺎﺭ ﺁﺏ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻨﻢ افتاد ﺗﻮ ﺁﺏ.
ﭼﺸﺘﻮﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺪ ﻧﺒﯿﻨﻪ فكر كنم آب بردش و به جاش ﯾﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺪﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ!
خدا رحمتش كنه ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﺎ به ﮐﻨﺎﺭ، طرف دیوونه بود ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻣﻦ ﺩﻭس دﺧﺘﺮﺗﻢ ﺁﺭﺍﯾﺸﻢ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ، ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﻦ خرم!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 20:54
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 20:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 20:17
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 20:02
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:51
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:50
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو پاساژ ها
بعضی شوهر ها دست خانومشونو میگیرن ...
.
.
.
.
چون اگه دستشو رها کنن میرن خرید میکنن.
رمانتیک به نظر میرسه ولی در حقیقت اقتصادیه
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:47
+3
David
David
ن تنها خاطره ای که از معلم ورزش دوران مدرسم یادم میاد اینکه با یه لباس گرمکن ورزشی میومد مدرسه زنگ ورزشم یه لیوان چای میگرفت دستش چای میخورد یه جوری هم قیافه میگرفت که انگار گواردیولاست سر تمرینهای بایرن مونیخ...
دیدگاه  •   •   •  1393/06/17 - 19:33
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ