خشاخش برگهای زرد صدای پاییز بود و آغاز بستن پنجره ها کوچه تنها می شد با سوتهای بی وقت عشق
و تدارکی ازلی در کار بود تا حادثه ی عشق در برخوردی ساده میان بادهای گیج پاییزی چشمان ما را تر کند
آدمهای ساده را دوست دارم.
همان ها که بدی هیچ ﮐس را باور ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند.
همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند.
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد .
آدم های ساده را دوست دارم. بوی ناب “آدم” می دهند
خدایا! مرا به بزرگی چیزهایی که ارزانی کرده ای آگاه کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نریزد
taaaaaaaaaze baghalesham mikoni....mage na???
1392/05/7 - 00:49
1392/05/7 - 00:50be jane aghamon to emshab yechizit hast...chete???chera narahati??
1392/05/7 - 00:52ahaaaaaaaaaaa fahmidammm.mikha ig konamet yekam bekhandim????
1392/05/7 - 00:53