یافتن پست: #ها

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

الو؟ منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو .... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاستدل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:08
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هیچ کس آن جا نبود! آن جا نبود! خوب دیدم، ماه هم پیدا نبود! گوش دادم، باد هم آن جا نبود! سایه ای یا تکیه گاهی، آن طرف ترها نبود! آب نبود! سراب بود! زندگی مانند من در خواب بود! خواب دیدمصورتم در اینهصورتم در اینهاما چرا زیبا نبود؟پیر گشتم ، پیر گشتمنه! دگر رویا نبودعشق تو زد تیشه ای بر ریشه امآن شبی که هیچ کس آن جا نبود!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:05
+5
sara
sara
اگر دلت گرفت...
سکوت کن...
این روزها هیچکس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:04
+5
saman
saman
در CARLO
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/27 - 11:03]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:02
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

چیزی نمی تونم بگم، قراره از من بگذریچیزی نگو می فهممت، باید از این خونه بریچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمتا با یه دریا تو خودم، خاموش خاموشت کنم ... تنهاییآمو بعد از این، با قلب کی قسمت کنمواسه فراموش کردنت، باید به چی عادت کنمتو باید از من رد بشی، من باید از تو بگذرم ... کاری نمی تونم کنم، باید بیُفتی از سرمبعد از تو باید با خودم، تنهای تنها سر کنم ... یک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنمچند سال از امشب بگذره، با من یکی هم خونه شه ... احساس امروزم به تو، تنها یه شب وارونه شهچند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنمیک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنم ... چیزی نمی تونم بگم ...

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:58
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ملولان همه رفتند درِ خانه ببندید بر آن عقلِ ملولانه همه جمع بخندید
به معراج برآیید چو از آل رسولید
رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
چو او ماه شکافید، شما ابر چرایید
چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید
ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه
چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندیدچو مه روی نباشید
ز مه روی متابید
چو رنجور نباشید سر خویش مبندید چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیایدمدانید
که چونید مدانید که چندید
چو آن چشمه بدیدید چرا آب نگشتیدچو آن خویش بدیدید
چرا خویش پسندید
چو در کان نباتید ترش روی چراییدچو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید
چنین برمستیزید، ز دولت مگریزید
چه امکان گریز است که در دام کمندیدگرفتار کمندید
کز او هیچ امان نیست
مپیچید مپیچید بر استیزه مرندیدچو پروانه جانباز بسایید
بر این شمع
چه موقوف رفیقید چه وابسته بندیداز این شمع بسوزید، دل و جان بفروزید
تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید
ز روباه چه ترسید شما شیرنژادیدخر لنگ چرایید
چو از پشت سمندید
همان یار بیاید در دولت بگشایدکه آن یار کلیدست
شما جمله کلندید
خموشید که گفتار فروخورد شما راخریدار چو طوطیست شما شکر و قندید

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:55
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد،دوستداران را چه شد آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاک مهربان این دیار مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد صد هزارن گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:43
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نور جان در ظلمت آباد بدن گم کرده ام

آه از این یوسف که من در پیرهن گم کرده ام

وحدت از یاد دوئی اندوه کثرت میکند

در وطن ز اندیشه غربت وطن گم کرده ام

چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک

خویش را در نقش پای خویشتن گم کرده ام

از زبان دیگران درد و دلم باید شنید

کز ضعیفی هاچو نی راه سخن گم کرده ام

موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس

آنچه من گم کرده ام نایافتن گم کرده ام

عدل حایل نباشد زندگی موهوم نیست

عالمی را در خیال آن دهن گم کرده ام

تا کجا یا رب وی دوزد گریبان مرا

چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کرده ام

شوخی پرواز مننگ بهار نازکی است

چون پر طاووس خود را در چمن گم کرده ام

چون نفس از مدعای جست و جو آگه نیم

این قدر دانم که چیزی هست و من گم کرده ام

هیچ جا بیدل سراغ رنگها رفته نیست

صد نگه چون شمع در هر انجمن گم کرده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:36
+3
saman
saman
در CARLO
ﺳﻪ ﺗﺎ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﺑﻬﺸﺖ
ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﯿﺸﺸﻮﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻫﺎ
ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺯﻧﺘﻮﻥ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﯿﺪ
ﻧﻔﺮ ﺍﻭﻝ ﯾﻪ ﺩﻩ ﺑﺎﺭﯼ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﻨﺰ ﻣﯿﺪﻥ
ﺩﻭﻣﯽ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﻬﺶ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﻣﯿﺪﻥ
ﺳﻮﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﻬﺶ ﺑﻮﮔﺎﺗﯽ ﻣﯿﺪﻥ
... ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﻫﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺰ
ﺳﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ
ﺩﻭ ﺗﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﺣﺎﻻ ﻣﮕﻪ ، ﺑﻨﺰ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺯﻧﻢ ﺭﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺍﺯ ﺟﻠﻮﻡ ﺭﺩ
ﺷﺪ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 09:52
+5
saman
saman
در CARLO
ورژن جدید شعرخونه ی مادربزرگه : :)
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻪ

ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭﻻﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ wifi ﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ

ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺩﯾﺶ ﻭ LNBﺩﺍﺭﻩ
ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﺭﺗﯽ ﺑﺮﭘﺎﺳﺖ/

ﭘﺎﺭﺗﯿﻬﺎﯼ ﻣﺤﻠﻪ ﭘﺮ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻕ ﻭﻏﻮﻏﺎﺳﺖ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﺎﺯﺭﺍﺗﯽ ﺳﻮﺍﺭﻩ/
ﺭﻧﮓ ﻣﻮﻫﺎﺷﻢ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺟﻮﺭ ﻭﺍﺟﻮﺭﻭﺑﺎﺣﺎﻟﻪ ..
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﻪ

ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭﻻﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ wifi ﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺩﯾﺶ ﻭ L.N...Bﺩﺍﺭﻩ

ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﺍﻻﻥ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻣﯿﭙﻮﺷﻪ/
ﮐﻔﺶ ﮐﺎﻟﺞ ﻭ ﮐﯿﻔﺶ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﺷﻪ
ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﻫﺮﺷﺐ G..e...m.. T...v ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ/

ﺧﺮﻡ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻭ ﺳﻨﺒﻞ ﻻﻣﯿﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ
ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻪ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺧﺎﺻﯽ ﺩﺍﺭﻩ..!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 09:18
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ