یافتن پست: #ها

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
لحظه های ناب

عمر ما چون تندبادی رفت و گویی خواب بود

وان بنای آرزوها خانه یی بر آب بود

وه چه شب ها دولت بیدار بر در حلقه زد

لیکن از نا هوشیاری بخت ما در خواب بود

ز دل گوری شنیدم پند قارون را که گفت

در کف دنیا پرستان سیم و زر سیماب بود

روشنی ها در پریشانی بود دل بد مکن

هر کجا ویرانه یی دیدم پر از مهتاب بود

گفت با من مردم چشمم که قحط مردمیست

جست و جو کردم بسی این کیمیا نایاب بود

موج بنیان کن شو و دریای طوفانخیز باش

[!] آن ﮐس که عمری رفت و خود مرداب بود

دولت شب ها و توفیق دعا از دست رفت

لحظه ی معراج ما آن لحظه ی ناب بود.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:05
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
از خود رمیده

چو گل ز دست تو جیب دریده ای دارم

چو لاله دامن در خون کشیده ای دارم

به حفظ جان بلا دیده سعی من بیجاست

که پاس خرمن آفت رسیده ای دارم

ز سرد مهری آن گل چو برگهای خزان

رخ شکسته و رنگ پریده ای دارم

نسیم عشق کجا بشکفد بهار مرا ؟

که همچو لاله دل داغدیده ای دارم

مرا زمردم نا اهل چشم مردمی است

امید میوه ز شاخ بریده ای دارم

کجاست عشق جگر سوز اضطراب انگیز ؟

کخ من به سینه دل آرمیده ای دارم

صفا و گرمی جانم از آن بود که چو شمع

شرار آهی و خوناب دیده ای دارم

مرا چگونه بود تاب آشنایی خلق ؟

که چون رهی دل از خود رمیده ای دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:00
+2
alireza
alireza
آخرین ویرایش توسط alireza_rad در [1392/04/26 - 22:53]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 22:49
+9
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


آدم ها عادتــــ می کنند به هرچیزی ... حتی به نیش زبان های او که دوستش می دارند!!!


دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 22:48
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 22:45
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


نعره هیچ شیری خانه چوبی مرا خراب نمی کند، من از سکوت موریانه ها می ترسم.


دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 22:38
+5
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/08/1 - 13:27]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 20:14
+10
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی و محکم در آغوشم بگیــری و شیطنت وار ببوسیم و من نگذارم ! عشق من ، بوسه با لجبازی ، بیشتر می چسبد !


2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 18:20
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻫﺎ ﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ , ﻣﻌﺘﺎﺩﻩ , ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﻩ , ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻗﺎﭼﺎﻗﯽ ﺑﺮﻩ ﺧﺎﺭﺝ

ﺍﻭﻥ ﻭﺧﺖ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ! ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﺑﻮﺩﻡ {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:40
+7
saman
saman
در CARLO
دﺧﺘﺮﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘم, ﮔﻔﺖ ﺳﻼﻡ و ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ.
ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺷﻤﺎﺭﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﻟﻄﻔﺎ |:
۵ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ :ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﯼ؟
۷ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :الو؟
۹ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻻﺗﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﻡ ﺑﮑﺸﺘﺖ!!
۱۱ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ :ﮐﺜﺎﻓﻄططط :|
من :||
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:40
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ