یافتن پست: #ها

sahar
sahar
مادرم میگوید خودت را هم بُکُشی ردّ این غم مشکوک پشت ِشیطنت های دائمی نگاهت گم نمی شود . . انگارتنها اوست که می فهـمد . . بـا سـَــر زَمــــین خــــوردَمـــــ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:27
+13
alireza
alireza
همه دیونه هااااااااااااااااااااااااااااااا
میخوامتون دربست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:18
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حرف R همون حرف P هست فقط خستش بوده پاهاشو باز كرده!
حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده!
حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش كرده!:)))
-من نابغـــم نــــــه؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:17
+5
saeed
saeed
تنهایی ریشه تمام گناهان و دردهاست....
"چوپان"
را تنهایی " دروغگو" کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:15
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آیا با یکی از بهترین مزیت های پراید آشنایی دارین !؟ این که بعد از تصادف زجر نمیکشی،درجا میری اون دنیا!:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:10
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
هَمیشه تَنها بود...گاهی میخَندید و گاهی گِریه و گاهی خود را لَعنَت میکَرد ...... و دِلَش به چیزی خوش نَبود .... مایه دار بود اما چیزی نمیخورد .....زور داشت اما اَربَده نمیکِشید.....هه... او ""خـــــــــــــــــــــــُـــــــــــــدآ"" بود.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:05
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک سوال شرعی: سن بلوغ که تا 10 سالگی پایین اومده... سن ازدواج هم که تا 30 سالگی بالا رفته ... میفرماید این ۲۰ سال رو ملت چکار کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 18:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شماهاهم وقتی بچه بودین مامان باباتون بهتون میگفتن اگه دستتون رو از پنجره ماشین بیرون کنید بعد کامیون رد شه دستتون قطع میشه؟؟ یا فقط پدرمادرمن با روح و روان من بازی می کردن؟؟!
اصن یه وضعی!{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:56
+4
saman
saman
در CARLO
اما عزیز خسته و داغدار من...

با همه اشتیاقم...

بگذار در سودای با تو بودن بمانم

بگذار هیچ جلوه ای از زمین در تصویر عاشقانه و خدایی خیال من نباشد

بگذار در اشتیاق دیدار تو بمانم...

بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره افتد...

بگذار همه آن چیزهایی که خدا بی حضور مادی تو

بر من بخشیده است...دست نخورده بماند

بگذار لطافت انتظار را در سینه پر اندوه خود

به تمامی لمس کنم.....

بگذار افقهای خیالم را برای دیدار تو

به نظاره بنشینم....

بگذار خلوتگاه درونم با هاله ای از نور خدایگونه روحت پوشانده شود...

بگذار در حسرت دیدار تو بمانم...

بگذار سوز و گداز سینه ام....پر جوش بماند...

بگذار پر التهاب بمانم....

بگذار همیشه و برای ابد....

دلتنگ تو بمانم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:55
+4
saman
saman
در CARLO
من تو را دوست دارم..

تو دیگری را..

دیگری دیگری را..

و این چنین است که ما تنهاییم..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 17:52
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ