یافتن پست: #ها

yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:49
+5
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
تـنها چـيز با کـيفيت زنـدگـيم "#درد" بـود
کـه هـر چـقدر کـشيدم پـاره نــشد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:45
+5
sara
sara
ﺍﮔﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻦ


ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻛﺴﻲ ﻣﻴﺸﻲ ؛ ﻛﻪ


ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻲ ﻛﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺷﻲ .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:34
+5
yagmur
yagmur
ای بابا همه بچه های ایران شر که اینجاییم{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:32
+4
saman
saman
در CARLO
برای درد بی دوا بگو طبیب می شوی

کمی برای خنده ام بگو که سیب می شوی

اگر چه من حبیبه ام بدان برای این دلم

عزیز نه، کمی برای من حبیب می شوی

برای دوست داشتن ات کمی ترانه می شوم

بمان ولی بدان فقط تو هم رقیب می شوی

و باز با نگاه خود به این دلم اشاره کن

نگو دوباره می روم و تو غریب می شوی

نگو ستاره می شوم که فاصله بهانه است

به هر کجا که بنگرم به دل قزیب می شوی

اگر که جای قافیه نشسته ای کمی بخند

برای درد بی دوا بگو طبیب می شوی
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/12 - 12:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:31
+4
yagmur
yagmur
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:21
+2
sara
sara
@mohammadmahdi میان انسان و شرافت رشته باریکی وجود دارد

و اسم آن " قـــــول " است...

ما به هم قول داده بودیم. مگه نه ... ؟؟
7 دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:19
+5
saman
saman
گفته بودی دل پری دارم و خدا هم دوست من رو از من گرفته

نه خدا اینکار رو نکرده اون خودش رفت

چون باور نکرد من فقط اون رو دوست دارم فکر کرد

به دیگری بخاطر گفتن یه دلتنگی واقعا دلم واسه

یکی دیگه هم تنگ میشه و بهش علاقمندم

دست و پا زدم نره ولی وقتی دیگه از چشمی بیفتی

اون میذاردت میره موندنش فایده ای براش نداره

نمیتونی مانع رفتن کسی بشی

اگه واقعا پاهاش قصد سفر داره

و چشماش ازت سیره و دلش دیگه برات تنگه نمیشه اونم رفت

رفت؟ رفت؟ رفت؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:18
+5
sara
sara
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﻧﮑﻦ
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿــــﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﮐﻪ " ﻫﻔﺖ ﺧﻂ " ﺑﺎﺷﻨﺪ .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 12:16
+5
saman
saman
در CARLO
به التماس نجیبم بخند حرفی نیست

شکسته پای شکیبم بخند حرفی نیست

در امتداد جنونم بیا و رو در رو

به خنده‫های عجیبم بخند حرفی نیست

از آخرین نفس کوچه هم پرم دادند

به این غروب غریبم بخند حرفی نیست

طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند

تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست

من از عبور نگاهی شکستهام، آری

شکستن است نصیبم بخند حرفی نیست

به حال من پری دل گرفته هم خندید

تو هم بخند حبیبم ـ بخند حرفی نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/12 - 11:54
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ