ببین این رنج و سختیها برای تو چه اسونه
دل سنگت ولی از عشق چرا چیزی نمیدونه؟
شراب خانگی دیگه به عشق تو شدست مرهم
برو پیمانه را خون کن که قلبم پر شدست از غم
حالا پیمانه پیمانه غم عشقت سرازیره
در این ثانیه ی اخر دلم پای تو میمیره
بی تو ای واپسین عشقم همه دنیا چه بی رنگ است
فراقت را تحمل نیست چرا اخر دلت سنگ است؟
شبی با تو سحر کردن می ارزد بر همه شبها
بیا ای که غم عشقت شده زیباترین غمها
بیا یک بوسه مهمان کن دل بی هم صدایم را
در این شبهای تنهایی ستاره شو هوایم را
بی تو من غرق تنهایی به لبخند تو اندیشم
به ان ثانیه که رفتی واسه همیشه از پیشم
حالا اغوش من بی تو چه سرد و از تو بیگانست
خداحافظ دگر بی تو تمام هستی افسانست
نه ممد اين عاشقه
1392/04/9 - 15:47از کجا فهمیدی
1392/04/9 - 15:49بهت ميگم ولي بين خودمون باشه به كسي نگي ها . خودش بهم گفت عاشقه
1392/04/9 - 15:51تو خیلی باهوشی دمت گرم بابا

1392/04/9 - 15:53ميدونم همه ميگن
1392/04/9 - 15:55