saman
سیگار با مشروب با طعم هم آغوشی
یعنی فراموشی فراموشی فراموشی
بعد از تو الکل خورد من را مست خوابیدم
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
بعد از تو لای زخم هایم استخوان کردم
با هر که می شد هر چه میشد امتحان کردم
اما نشد هیچ کس جای تو را برایم پر نکرد گل من
parisa
هــی رفـیق دهـه شـصـتـی!!!!!!
مـیدونم تـو جـوونی پـیـر شـدی
ــــــــــــــــــــ
میـدونـم آهـنـگ یـو یـو بـازی کـردنـت آژیـر قـرمـز بود...
ــــــــــــــــــــ
میـدونـم واسـه دوچـرخـه و آتـاری مـعـدل 20 آوردی و هـرگـز
نـخـریدن برات...
ــــــــــــــــــــ
می دونـم کلاسـات پـر آدم بـود ...
ــــــــــــــــــــ
میـدونم ...حـالا بـایـد هـم کلام نـسـل "جـاسـتـیـن بایـبـر" شـوی!!!
ــــــــــــــــــــ
کسـایی کـه شلوار را تـا نـصـفـه کـشـیـده اند بـالا و افـتـخـار مـیـکـنـند!!!
ــــــــــــــــــــ
سخـت اسـت رابـطـه ات بـا سـلـنـا و جنـیـفر و آنـجلیـنـا!!!
ــــــــــــــــــــ
سخـت اسـت فـهـمـیـدن عـجـیجـم و عجـقم!!!
ــــــــــــــــــــ
ببـیـن مـنـو ، سـرتـو بـگـیـر بالا، گـریـه نکـن رفـیق،
ــــــــــــــــــــ
در عـوض یـه مـرد و یـه زن واقـعـی بـار اومـدی!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به سـلامـتـی هـمـه دهـه شـصـتـی ها
saman
یک نفر اینجا به اندازه ی تمام یک نفرهای دنیا دلش گرفته است ...
saman
نه دیگر بغض در این گلو مانده ...
نه اشکی بر دل ...
نه غباری بر لب ...
بال هم نباشد ، می پرم تا آنجایی که ماه مرا می خواند ...
نمی دانم شاد یا غمگین ...
نه بادی می وزد اینجا ... نه باران می شناسم دیگر ...
برگ ها هم خشکشان زده از این سکوت طولانی ...
احساسم بی احساس شده است انگار ...
نبض ندارند رگهایم ...
نکند مرگ اینجا باشد امشب ؟!؟!
saman
بعضي آدمــــها يهو ميان...
يهو زندگيــــتو قشنگ ميكنن...
يهو ميشن همــــه دلخوشيت...
يهو ميشن دليل خنــــده هات...
يهو ميشن دليل نفـــس كشيدنت!
بعد يهو گند ميزنن به آرزوهـــات!
يهو ميشن دليل همه
غصـــه هات و همه اشكـــات!
يهو ميشن سبب بالا نيومدن
نفـــست...!