یافتن پست: #ها

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آقا قبول.. شما با کلاسی،همش لباس های مارکدار میپوشی... اما اینو بدون گاوم پوستش چرم خالصه... ذات آدم مهمه... ..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:16
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...


توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان پشه اومد بهم گفت : سلام، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی … گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
*
*
*
*
مچکریم [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:09
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
در نانوایی ها هم صف یک دانه ای ها جداست
از جذام هم بدترست تنهایی.......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو به احساست بیاموز نفس نکشد

هوای دل ها آلـوده است

اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بر عکس فلش مموری ها که روز به روز کوچکتر می شوند و پرظرفیت تر
بعضی آدم ها روز به روز بزرگتر می شن و . . . بی ظرفیت تر . . .

خاک بر اون سرت که از یه فلش مموری هم کمتری خاااااااک خــــــــــــــــاک :|
خاک بدین خاک کم آوردم:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:47
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همین گونه که هستی

بمان

و تنها

به من نگاه کن

نگاه کردن

عشق است...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه زیر سبیل زندگی کردیم
زیر سبیل کورش کبیر،
زیر سبیل نادرجهان‌گیر،
زیر سبیلِ نداشته‌ی آغا محمدخان
زیر سبیل قزاقی رضا شصت‌تیر،
زیر سبیل‌های کوتاه شده از بالای لب
با قیچی مذهب
...
برای ما
زیرِ سبیل و زیر هشت فرقی با هم نداشت
و اینترنت آفریده شد در هشتمین روزِ خلقت
تا با هم به سخن درآییم
...
اعتراف می‌کنم به بدوی بودن خود و هم‌نسلانمان
اما اینترنت را چه دیده‌ای؟

شاید ما هم حماسه‌ای تازه آف[!]م
و کاری کردیم جهان، به جهان مجازی ما ایمان آورد!
اینترنت را چه دیده‌ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:34
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
پسری که این سر شهر میکوبه میاد دنبال تو،
پسری که بدون ترس ومحکم،همه جا دستاشو دورت حلقه میکنه،
پسری که دستات رو تو چراغ قرمز خیابونا محکم تر میگیره،
پسری که تو بیرون رفتن های دست جمعی ساکت تر از همیشه است،
پسری که وقتی داری حرف می زنی تو صورتت لبخند میزنه،
پسری که موهاتو از جلوی چشات میزنه کنار،
پسری که وقتی تو خودتی قلقلکت میده؛
این پسر نیست،این دیوثه :))
بس که با این و اون بوده حرفه ای شده،گردنشو بزن
زیادی هم احساساتی نشو :)))
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:30
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ