یافتن پست: #ها

binam
binam
سپاس
خدایا سپاس
بخاطر چیزهایی که از من نمیگیری
و بخاطر چیزهایی که به من ارزانی میکنی
سپاس
خدایا سپاس
برای نفس هایی که میکشم حتی در خواب
و راه هایی که میروم با پاهایی سالم
خدایا
گاهی برای همه چیز هم اگر سپاس گویم
ذره ای از لطف تو را نمیتوانم بیان کنم

خدایا سپاس
{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 19:08
+3
-1
AmiR
AmiR
چرا وقتی عاشق ینفر میشی و اونم عاشق تو مییشه.
باز یچیزی هست که مانع رسیدن دوعاشق(لیلی و مجنون ویا....)میشه.
{هر کسی جوابی داره خواهشا اونو بگه}{-35-}{-35-}{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 19:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﺎﺭﮎ ﮐﻪ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﺭﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﺎﺭ ﭘﻠﯿﺲ ﻫﺎ
ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﻥ ،
ﺩﺯﺩ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺰﻧﻪ ... :-|
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 18:29
+2
roya
roya
در CARLO
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن
به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:40
+5
roya
roya
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن
به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:37
+3
roya
roya
در CARLO
توی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین
تا عمقش براتون مشخص بشه . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:29
+3
roya
roya
در CARLO
سلام مهربون وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد! دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود! نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ... فردا روز پدر بود. دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت : بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم. خدای من! حالا چکار کنم؟ همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود. در قوطی رو باز کرد. خالی بود! بازعصبانی شد و گفت : این که خالیه! و جواب شنید که : پره پدر! پر از بوس! باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟! پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟ سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد. و پدر موند و اون قوطی. شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند... ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:26
+2
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
درود خدمت تمامی کاربران عزیز شبکه اجتماعی بیا تو یونی
متاسفانه در حال حاضر سرور سایت دچار ضعف هایی میباشد که در هنگام حجوم کاربران به سایت ، سایت کند میشود و یا برای 1 دقیقه از دسترس خارج میشود ...
با عرض پوزش از همه کاربران عزیز بدلیل این مشکل {-35-}
انشاالله تا چند روز آینده سایت به یک سرور قوی تر منتقل خواهد شد و این مشکل بزودی حل میشود .
لطفا بازنشر کنید
باتشکر ( ارادتمند شما ، مدیریت بیا تو یونی )
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 20:44
+6
binam
binam
در CARLO
عاشق بارانم
بوی نمش طراوت به تنم میدهد
و خیسی اش مرا میشوید از این همه دلتنگی
چقدر دوست دارم باران های بهاری را
رگباری وتند
مانند تو
دیر می آید اما زود میرود
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 20:03
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
علی عاشق امام هادی , sarbazemir19
من در سرزمینی زندگی میکنم که اگر زبانش را "فارسی" اطلاق کنیم به ما ایراد میگیرند که عرب پرستیم
اگر هم "پارسی" خطابش کنیم باز هم عرب پرستیم چون عرب برای تحقیر ما زبان ما را پارسی نامید که صدای سگان است
به هر حال من در سرزمینی زندگی میکنم که مردمش تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست
مردمی که با یک کشمش گرمیشان میشود و با یک سیب زمینی سردیشان
مردمی که بالاترین حد درکشان از روشنفکر بودن لا قیدی و بی بند و باریست
مردمی که فوق العاده گیج هستند
فقط کافیست یک سوژه در اختیارشان قرار بدهی همه چیز را فراموش میکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:55
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ