یافتن پست: #ها

nahid
nahid
مدتهاست از سقف لحظه هايم ياد تو مي چكد، باران بند آيد از اين خانه ميروم!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:30
+3
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
چیزی بگو !

چیزی بنویس !

کلمات را این قدر منتظر نگذار !

کاغذ ها را به تلاطم در اور!

کاغذ ها هنوز سپیدند ،مداد ها هنوز مهربانند ،حرفی بزن!

چرا سکوت کرده ای ؟

من میان بیشه های سکوت گمشده ام...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:25
+3
Nazi
Nazi
گر شما خانه ی تان سمت شمال ده ماست
قبله ی دهکده مان سمت شمالست عزیز

پنجره بین من و توست...مرا بوسه بزن
بوسه از آن طرف شیشه حلالست عزیز
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:24
+10
مهسا
مهسا
چرا اونهایی که دم از رفاقت میزنن تو لحظه های بی کسی قیدت رو راحت میزنن؟!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:21
+5
nahid
nahid
بس كه ديوار دلم كوتاه است هر كه از كوچه تنهايي ما مي گذرد ، به هواي هوسي هم كه شده ، سركي مي كشد و ميگذرد{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:16
+3
مهسا
مهسا
خوبـــــــــــــــــه بعضـــــــی از آدمــــ هـــا بدونن... بعضـــی از چــیزهایــ و کــــه بــــه روشـــون نمــــیاری از خریتـــــ و سادگیتـــــ نیستـــــــ... شــــاید واستــــ دیگــــه اونقــدر مهمـــــ نیستـــــن کــــ روشــــون حســـاس باشــــــی.....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:15
+5
nahid
nahid
آخرين نگاه مرا قاب كن پشت ديوار نگاهت، بگذار تا كه تنهايي ات جا بخورد و بداند كه دل من با توست در همين يك قدمي....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:12
+4
مهسا
مهسا
بعضی زخمها هست .. که هر روز صبح ، باید روشونو باز کنی ، نمک بپاشی ! تا یادت نره .. دیگه سراغ ِ بعضی آدما نبــاید رفت !!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:11
+6
nahid
nahid
كارگر خسته اي با دستهاي پينه بسته اش سكه اي از جليقه كهنه اش در آورد تا صدقه دهد، ناگهان ، جمله اي روي صندوق ديد و منصرف شد( صدقه عمر را زياد مي كند)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:09
+3
nahid
nahid
خداوندا!
دنياي آشفته درونم را كه تنها از نگاه تو پيداست، با لالايي مهربان خود آرام كن تا بودن را به زيبايي احساس كنم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/9 - 00:06
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ