یافتن پست: #ها

ali rad
ali rad
خوشبختی حراج روزانه ی دنیاست ...

اینکه ما قدمی بر نمی داریم و قیمتی پیشنهاد نمی کنیم داستان دیگریست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 21:12
+2
ali rad
ali rad
هر زمانی که دلت تنگ من است

بهترین شعر مرا قاب کن

لب دیوار نگاهت بگذار

تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد

وبداند دل من با توست در همین یک قدمی

چشم به راه آمدنت.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 20:56
+2
ali rad
ali rad
صرف بعضی فعلها سنگین است خیلی سنگین

رفتن را صرف کن !صرفش که میکنی از هرچه ادبیات ،حالت بهم میخورد..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 20:49
+4
ali rad
ali rad
یک روز روی این همه بغض بی دلیل پارچه ای به رنگ سکوت می کشم و در حوالی یک سال پر باران برای همیشه فراموش می شوم ... بگذار بعضی ها خیال کنند من مرده ام.... چه مهم!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 20:46
+1
ali rad
ali rad
می دانم متولد بهاری ... و می دانم امروز فقط در شناسنامه ات نوشته اند: "متولد شد"

اما خودت بهتر میدانی که جشنِ تولد ، فقط ، بهانه ی ماست تا بگوییم: "دوستت داریم"
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 20:42
+1
مهسا
مهسا
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند........درد می کند..
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 19:45
+5
مهسا
مهسا
يه چيزي که هيچ وقت فکرشو نمي‌کردم به اين زودي بهش برسم اين بود که تو اين سن بشينمُ گاهي ناخودآگاه نفس‌هاي عميق از ته دل بکشم... واسه کشيدنشون حالا زود بود ...!!!! خـــــيــــلي زود.....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 19:02
+5
ramin
ramin
گاهی دست (خودم) را می گیرم؛ میبرم هواخوری. (یاد) تو هم که همه جا با من است، (تنهایی) هم که پا به پایم می دود... می بینی؟ وقتی نیستی هم جمعمان جمع است...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 17:01
+5
ramin
ramin
گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 16:45
+4
Hamid
Hamid
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/8 - 16:14

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ