*elnaz* *
آن قدر این بغض های سنگین را فرو دادم معده ام درد گرفته..نمی توناد این همه درد را یک جا هضم کند...
*elnaz* *
وقتي دلت خسته شــد ، ديگر خنده معنايي ندارد فـقـط مي خندي تا ديگران ، غم آشيانه کرده در چشمانت را نـبـيـنـنـد ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر حتي اشکهاي شبانه هـم آرامت نمي کنند فـقـط گريه مي کني چون به گريه کردن عادت کرده اي ! وقتي دلت خسته شــد ، ديگر هيچ چيز آرامت نمي کند به جز دل بريدن و رفتن....
*elnaz* *
می ترسم می ترسم از این خواب که هر لحظه مرا دورتر می برد و هرچه بیشتر شانه هایم را تکان می دهی بیشتر خواب ساعتی را می بینم که در گورستان زنگ می زند ...
fowkes
تنها کوه است که اگر به او بگویی دوستت دارم
او نیز بلند فریاد می زند: دوستت دارم دارم دارم . . .
reza
درست است که من همیشه از نگاه نادرست و طعنه ی تاریک ترسیده ام
درست است که من زیر بوته ی باد، سر بر خشت خالی نهاده ام
درست است که طاقت تشنگی در من نیست....
اما با این همه گمان مبر که در برودت این بادها خواهم برید...
reza
بیماری یخچال گرایی:
.
.
.
.
... ... .
نوعی بیماری روانیست که فرد را تحریک به باز کردن درب یخچال میکند، در حالی که نه تشنه است، نه گرسنه است و نه اصلا میداند که چه میخواهد از علائم این بیماری این است که فرد از اتاقش خارج میشود سرگردان راه آشپزخانه را در پیش میگیرد درب یخچال را باز میکند، چیزی بر نمیدارد درب را میبندد.
این بیماری به وفور در میان متولدین دهههای ۶۰ و ۷۰ به چشم میخورد