یافتن پست: #ها

مهسا
مهسا
دغدغه های فکری یک پسر ایرانی ! دیدگاه !!!{-18-}{-7-}{-2-}{-32-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 18:02
+5
reza
reza
سرمشق های آب بابا ٬ یادمان رفت !
رسم نوشتن با قلم را یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان را یادمان رفت...!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:56
+3
reza
reza
زندگي دفتري از خاطره هاست ...
يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ...
يک نفر همدم خوشبختي هاست .....
يک نفر همسفر سختي هاست .....
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
ما همه همسفريم ......
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:52
+2
Alireza
Alireza
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

“هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”

نکته ای بود که فرمود به من استادم

شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور

چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند

محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)

زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!

مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم

نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم

نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من

از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:49
+4
ali rad
ali rad
انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می‌کند و بدبین چتر نجات!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:35
+1
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
مردی که از آهن بود!! زیر اشکهای یکریز زنش زنگ زد!.......{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:30
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
ارام آرام، آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی؛ و آرامشم را خط خطی کردی؛ و بعد آرام رفتی؛ وهیچ نفهمیدی درتمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد... کاش یک لحظه، جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را...داشتی{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:13
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
حنای حاجی فیروز

دیگر رنگی ندارد . . .

وقتی خیابان ها ،

پر از آدمک هایی شده است

که نزده ، برایت می رقصند !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 17:12
+2
hadith
hadith
نقــاش خــــوبی نــــبودم...
..
اما
..
ايــن روزها...
..
به لطـف تــــــــــو...
..
انـــتظار را
..
ديـــدنی ميكــشـم...
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:43
+9
-1
hadith
hadith
چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار
دلتنگيهايم قدم بزنم
در اين خيابان
كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست
...نه آقايان:
مسير من با شما يكي نيست
از سرعت خود نكاهيد
من آداب دلبري را نمي دانم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 14:31
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ