یافتن پست: #ها

*vorojak*
*vorojak*
مثله اینکه همه رفتن لالا حالا حالا ها هم نمیان{-38-}
منم برم یه دوش اب سرد بگیرم درخدمتم{-29-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 09:24
+3
مهسا
مهسا
آنقدر سکوت را نعره زدم که لال شدم،

آنقدر تنهایی را در آغوش کشیدم که بازوانم در هم فرو رفت،

و آنقدر در میان آشنایان غریب ماندم که گم شدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:28
+9
benyamin
benyamin
خدا تنها ، تنهايست كه تنها را تنها نمى گذارد.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:20
+3
benyamin
benyamin
خدایا! من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست ; خیالت از زمین راحت ، که حتی روز ، روشن نیست! / کسی اینجا نمی بینه ، که دنیا زیر چشماته! ; یه عمره یادمون رفته ، زمین دارمکافاته / فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه هاکردم! ; که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم! / خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ; شنیدم گرم آغوشت ، اگه میشه منم جا کن.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:17
+2
مهسا
مهسا
درد دلهای عاشقانه ایـــن روزا؛

همـــه میگـــن هـــوا چقـــدر دو نفــرســت....


اما مشـکل اینجــاسـت کــه رابطــه ها چند نفــرســت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:16
+11
benyamin
benyamin
شانس نام مستعار خداست ،
آنجا كه نمي خواهد امضايش پاي داده هايش باشد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:11
+2
payam65
payam65
اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی
لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهد داد...........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:09
+2
hadith
hadith
دلم درد می کند. انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:08
+7
مهسا
مهسا
تو اگـــر می دانستیــــــ که چه زخمیــــــ دارد خنجر از دستـــــ عزیزانـــــ خوردنـــــ

از من ِ خسته نمی پرسیدیـــــــ

آه چرا تنهاییــــــــ ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 02:05
+8
مهسا
مهسا
از نشخوار اشتباهات خسته شدم...

از مکیدن خون خودم...

خون...

از کالبد شکافی جمله ها و دلخوریها وسکوتها ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/25 - 01:59
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ