یافتن پست: #ها

ronak
ronak
هر چه می گردم
پیدا نمی شوند
دفتر ِ شعرهایم را می گویم
گم اش کردم !!
درست از آن روزی که رو به رویم نشستی و چشم در چشم ِ من از رفتن گفتی !!
بیا و یک بار دیگر نگاهم کن
شاید
در چشمان ِ تو جا گذاشته باشم اش!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:35
+4
ronak
ronak
یک روز تو را
و تمام ِ این همه خاطره ای که از خود در من به جا گذاشته ای را
یکجا
آتش خواهم زد
خدا رو چه دیده ای ؟
شاید
لهیبِ شعله های اش
تن ِ سرمازده ام که بی گرمی ِ آغوش ِ تو مانده است را
گرم کند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:31
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
يه روز معلم به شاگرداش ميگه: بچه ها بيايد بريم براي اومدن بارون دعا کنيم.

بچه ها میگن: دعاي ما که برآورده نمي شه!

معلم ميگه: چرا؟ دعاهاي شما برآورده مي شه!

بچه ها میگن: اگه دعاي ما برآورده مي شد که تا الان شما صد بار مرده بودین
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:19
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
روحیه انسان چون شعله های آتشه

اگر ضعیف باشه

باد خاموشش میکنه

ولی اکه قوی باشه

باد رو هم در خدمت خودش میگیره.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:16
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تو ایران همه پروژه ها نیمه تموم مونده به جز یکی :
آسفالت کردن دهن ملت..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:04
+4
علـــــــــــــــــی
علـــــــــــــــــی
لبـــــــــانم را دُوخته ام

مبــادا بگویم "دوســـــــتت دارم "

که هر بار گفتـــــم ،

تَنــــــــــــهایی ام بزرگتر شد ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 19:00
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
این روزها

اگر خون هم گریه کنی

عمق همدردی دیگران با تو
...
یک کلمه است :

" آخـــــــی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:59
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
آدﻣـــــــــﻬﺎ را ﺑﻪ اﻧـــــــــــﺪازﻩ ﻟـــــــــﯿﺎﻗــﺖ آﻧـــــــــﻬﺎ دوﺳــــــــﺖ ﺑﺪار و ﺑــــــــﻪ اﻧـــــــــﺪازﻩ ﻇــــــــﺮﻓــﯿﺖ آﻧـــــــــﻬﺎ اﺑـــــــــﺮاز ﮐــــــــــــــــــــﻦ . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:55
+4
سحر
سحر
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم
تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ...
ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم
ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است
نتــرس جانکم !
حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:46
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
زن سینه‌های برجسته نیست
موی مش کرده
ابروی برداشته
لبانِ قرمز نیست
زن لباسِ سفید
... شب با شکوه عروسی
بوی خوشِ قرمه سبزی
هوسِ شب‌های جمعه
قرار‌هایِ تاریکی‌ ، کوچه پشتی‌، تویِ یک ماشین نیست
زن خون ریزی
کمر دردِ ماهانه
پوکی استخوان
یک زنِ پا بماه
حال تهوع
استفراغ
درد‌های زایمان
مادر بچه‌ها نیست
زن عصایِ روز‌های پیری
پرستار ، وقتِ مریضی
رفیقِ پای منقل
مزه بیار عرق دوره‌های دوستانه نیست
زن
وجود دارد
روح دارد
قدرت
جسارت
پا به پای یک مرد ، زور دارد
عشق
اشک
نیاز
محبت
یک دنیا آرزو دارد
زن ... همیشه ... همه جا ... حضور دارد
و اگر تمام اینها یادت رفت
تنها یک چیز را به خاطر داشته باش
که هنوز هیچ مردی پیدا نشده
که بخواهد در ایران
جایِ یک زن باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:44
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ