maryam
امشب از آن شب هایی است که دلم هوای آغوشت را کرده افسوس که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم
mah3a
عمری شد دلتنگی ام...و باز امید دارم.
می دانی چشم انتظار فردا بودن یعنی چه؟
می دانی لذت طعم غروب یعنی چه؟
و باز روزهایی که نمی دانی می آیند یا هیچ وقت از راه نمی رسند...
من عادت کردم از دقایقم لذت ببرم،شاید فردایی نباشم.
ما جان می سپاریم و تو جان می کنی... این است فاصله ی ما تا رسیدن به خدا...
................
از همتون میخوام که این مطلبو به اشتراک بذارید و برای سلامتیشون دعا کنید.
با آرزوی سلامتی برای همه .
" الــــــــهی آمین "
maryam
خسته ام از تظاهر به ایستادگی از پنهان کردن زخم هایم زور که نیست ! دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
............اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا...! چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی ..... میخواهم بکشم کنار !
از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی .....
maryam
بيزارم از اين كه اسم هرزگى هايت را آزادى و اسم نگرانى هايم را گير ميگذارى و براى بى تفاوتى هايت اعتماد را بهانه مى آورى.
mah3a
استکان چایی میفته ازدستت میریزه رو; مودم، لپ تاپ، تلفن، دیوار،زمین، کتابات، مجله هات، گوشیت و... وتو کف میمونی این استکان بود یا قوری؟؟؟؟؟؟؟؟
نیوشا
☺گاهی اوقات فکر کردن به بعضیها ناخوداگاه لبخندی روی لبانت مینشاند
دوست دارم این لبخندهای بیگاه و این بعضی ها را☻
maryam
و چقدر تازگی دارد روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم و شب هایی که از نیامدنش دلگیر نمی شوم . . .
بی کسی هم عالمی دارد
mah3a
ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺳﻮﺭﻱ ﺁﺗﻴﺶ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ
ﮐﻨﻴﻢ!!...
ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪﻳﻦ!!...
ﻭﺳﻂ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ!!...
ﮔﻴﺮ ﻣﻴﺪﻳﻦ!!...
ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺧﺎﮎ ﺑﺎﺯﻱ ﺭﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﮐﻨﻴﻦ ﺗﺎ ﻳﻪ
ﺧﺎﮐﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﻮﻥ ﺑﮑﻨﻴﻢ...