ronak
خود را در آغوش بِگير و بِخواب...
! هيچ کَس آشُفتگی ات را شانه نَخواهد زَد
اين جَمع
پُر از تَنهاييست ...
ronak
چشمانم غرق در اشکهایم شده ....
دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ....
همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد...
انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم...
این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران ن...بودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ....
دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام....
فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم....
دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟
ronak
آهای سرنوشت...
اسکار حق توست ...
سالهاست که مرا فیلم کرده ای ..
ronak
چگونه ميتوان در اين دنيا زندگي کرد ؟
دنيايي که در آن آدم ها روزي چندين بار عاشق مي شوند
دنيايي که در آن عشق را تنها در ويترين کتابفروشي ها ميتوان يافت
دنيايي که در آن محبت و صداقت مرده
و جاي آنها را بي وفايي و دروغ گرفته
دنيايي که در آن دروغ عادت...
بي وفايي قانون
و دل شکستن سنت است!!!
ali rad
گاهی وقت ها
سکوت..
همان دروغ است..!
فقط...
شیک تر!
مؤدبانه تر!
و با مسئولیت کمتر...!
ronak
گاهی دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند
از دیدن اشکهایشان دردناکتر است.....!