maryam
دلم واسه اون روزایی تنگ شده که کسی رو دوست نداشتم ، چه خوب بود اون بی خیالی ها.............
maryam
گاه دلتنگ ميشوم ، دلتنگتر از همه دلتنگی ها ، گوشه ای مينشينم و حسرت ها را میشمارم ، باختن ها را و صدای شکستن ها را و وجدانم را محاکمه میکنم: من کدامین قلب را شکستم و کدامین امید را نا امید کردم و کدامین احساس را له کردم و کدامین خواهش را نشنیدم و به کدامین دلتنگی خندیدم که اینجا چنین دلتنگم!
maryam
لبخندش را تقسيم کرد...
خنده اش به من رسيد ، لبهايش به ديگري!..............
maryam
هرکی عاشق میشه میگه میمیرم برات ، چرا یکی نمیگه میمونم باهات؟!
نیوشا
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش
قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .
روزنامه
نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه
بود..
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی
او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او
گذاشت و انجا را ترک کرد.
عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شدکه کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است
مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچوقت
ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
mah3a
agha chesh meto0on ro0oze bad nbine...........\
shanbe bade uni raftim y ja az in kho0o0shgela kho0ordimmmmmm...
but injoooooooooooooooli nboooooooooooooooooooooooooooooooooood...
hala kia ino payannnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn???
maryam
ایـــن روزهــا نـه حوصــله ی دوسـت داشتن دارم نـه مـیخواهــم کسـی دوســـتم داشته باشــد! بــگذاریـد ایـن خـانـه نفســهای آخــــرش را آرام آرام هـم کـه شده بــکشد هـنوز تـوان بـریدنِ نفسـها را ندارم!