یافتن پست: #ها

amir reza
amir reza
سرزميني که اسطوره هاي خويش را فراموش کند به اسطورهاي کشورهاي ديگر دلخوش مي کند فرزندان چنين دودماني بي پناه و آسيب پذيرند{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:40
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
شق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند.
عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود.
عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است.
عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد.
عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است.
عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود.
عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه.
عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:21
+3
amir reza
amir reza
به ما انسان‌ها حق انتخاب داد‌ه‌اند
پس نمی‌توانیم مسؤولیت‌ها را به گردن خدا یا طبیعت بیندازیم.
مسؤولیت خود ماست و باید خودمان به دوش بکشیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:15
+5
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلام

به داداش های گلم خوبید



باشما نبودم دخمل ها با داداشام بودم خودتون رو .... نکنید

چه خبر

شنیدم هنوز کسی جیگر کل انداختن رو نداره

پس درست شنیدم

خوب عیبی نداره

از قدیم یادمه میگفتن



پسرا شیرن مثل شمشیرا دخترا بادکنکن دست بزنی میترکن
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:14
+8
-2
amir reza
amir reza
نم نم باران ، سبب بیداری خاک گشته و آن را شکوفا می کند
خرد هم ناگهان پدید نمی آید زمانی بس دراز می خواهد
و روانی تشنه باران {-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:12
+5
امیرحسین
امیرحسین
فاصــــله تان را با آدم هـــا رعــــايت كنــــيد آدم ها يكــــهو مي زنن روي ترمــــز
و اون وقت شمــــا مقصـــــری...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:09
+5
امیرحسین
امیرحسین
یک ساعت که آفتاب بتابد ،

خاطره آن همه شب های بارانی از یاد می رود ..

این است حکایت آدم ها

« فرامــــوشی »
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 16:54
+6
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................
نمی بخشمت............................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 16:38
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سلامتی دوستی که معرفتش بد خواهامو جــــــــــــــــــــر داده !!!!!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 16:11
+7
☺SAEED☻
☺SAEED☻
تنها وقتی باور کن وقتی یه دختر بهت گفت تو اولین عشق منی که تازه به د نیا امده باشد و وقتی باور کن بهت گفت تو اخرین عشق منی که در حال مرگ باشه. در غیر ا ین صورت دروغ میگه. گول نخوریا {-1-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 16:06
+6
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ