یافتن پست: #ها

arman
arman
اگه از من می شنوین ازدواج نکنین

اگه ازدواج کردین شیطونی نکنی

اگه شیطونی کردین دیگه لا اقل بچه به دنیا نیارین

آخه شمــا که نمی دونین بچه بزرگ کردن چه مصیبتیه
{-40-}{-40-}{-40-}{-40-}



" برگی از نصیحت های بابا بزرگ گرامی جان"
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:16
+5
aB'Bas S
aB'Bas S
فقط یه ایرانی میتونه با تموم شدن باتری تلوزیون دکمه هاشو محکمتر فشار بده....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:14
+3
mitra
mitra
تبریک استاد شجریان به اصغر فرهادی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:13
+10
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
دبير ديني : عشق يك موهبت الهي است.
دبير ورزش : عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود.
دبير شيمي : عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند.
دبير اقتصاد : عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود.
دبير ادبيات : عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد.
دبير جغرافي : عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند.
دبير زيست : عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد مي شود .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:10
+4
reza
reza
هــ ــر روز شــاید

ده ها رنگین کمان در دهــانِ ما نطفـ ـه می بست

و بی رنگی کمیاب ترینِ چیزها بود

اگر شـ ـکستنِ قلبــ و غـ ـرور صـدا داشت

عاشقان سکوتِ شبـــ را ویران می کردند

اگر به راستی

خــواست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:10
+1
amir reza
amir reza
وطنم ای شکوه پا بر جا
در دل التهاب دوران ها
کشور روزهای دشوار و
زخمی سربلند بحران ها
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:06
+3
amir reza
amir reza
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن: رشته ایمان دلم پاره شده است
من که تسبیح نبودم، تو چرا چرخاندی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:03
+2
amir reza
amir reza
اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم .
با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم.
ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم.
تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است .
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:56
+2
amir reza
amir reza
آنهايي که آمادگي براي پاسخگويي به تجاوز دشمن را با گفتن اين سخن که : " جنگ بد است و بايد مهربان بود ، درگيري کار بديست" را رد مي کنند ، ساده لوحاني هستند که خيلي زود در تنور دشمن خواهند سوخت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:50
+4
mitra
mitra
خدا از اديسون پرسيد: اي بنده بگو در جهان چه كردي؟
اديسون گفت: من الكتريسيته را اختراع كردم، كه با آن خانه‌ها روشن شد، كارخانه‌ها بخاطر برق بوجود آمدند، مردم غذايشان را با آن گرم مي‌كردند و…
خدا گفت: اي بنده! بگو ببينم رسانه ملي ضرغامي هم از طريق الكتريسيته كار ميكرد؟... اديسون سرش را پايين انداخت و خود مسير جهنم را در پيش گرفت..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 17:48
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ