یافتن پست: #ها

zahra
zahra
پاهایم را که درون آب میزنم, ماهی ها جمع میشوند! … شاید این ها هم فهمیده اند, عمری “طعمهء روزگار” بوده ام …!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:47
+5
مهسا
مهسا
متنفرم ازروزهايى كه
خودم هم نميدانم
دردم چيست...{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 22:40
+7
مهسا
مهسا
با گفتن : “عزیزم جایت خالیست”

نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:55
+9
مهسا
مهسا
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام

“رفت و آمد”

یا “آمد‌ و رفت” ؟

آدمها می‌روند که برگردند ،

یا می‌آیند که بروند . . . ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:47
+8
مهسا
مهسا
وقتی عشقت تنهات گذاشت …

نگران خودت نباش

که بدون اون چی کار کنی

،شرمنده ی دلت باش که

بهت اعتماد کرد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:46
+8
امیرحسین
امیرحسین
یادتون باشه تنهائی تون رو با کسی تقسیم نکنید ، من یه بار تقسیم کردم چندین برابر شد .......
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:45
+6
مهسا
مهسا
اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مــے شوے به جاے اینکهـ دنبالتــ بگردند فراموشت مـے کنند....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:41
+7
mehdy
mehdy
از انسان ها غمی به دل نگیر: زیرا خود نیز غمگینند،
با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند،زیرابه
خود و به عشق خود وبه حقیقت خودنیز شک دارند،
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند..

(دکترشریعتی)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:32
+4
mehdy
mehdy
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:28
+4
mehdy
mehdy
برای ارزوهایم سنگ قبری خرید ه ام
دیشب تمامشان را دفن کردم دور از چشم مادرم
مادرم همیشه برایم ارزو میبافت
نمی خواهم برنجد از من
و تو ای غریبه اگر خواستی
برای ارزوهایم فاتحه ای بخوان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 21:24
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ