یافتن پست: #ها

ronak
ronak
تركه مداح بوده بهش ميگن برو محله ي سني ها مداحي كن ولي از يزيد معاويه عمر عثمان حرفي نزن. ميگه پس برم چي بگم؟ بگم اما حسين با موتور تصادف كرده؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:09
+6
ronak
ronak
يا ابوالفضل چيست ?
اصفهاني ها هنگام ورود مهمان ها ...

اردبيلي ها براي بلند کردن اجسام سنگين ...

شیرازیها موقع سر کار رفتن ...

قزوینی ها موقع عبور از جلوی مدرسه پسرانه ...

كاشاني ها در هنگام چاله هاي هوايي در هواپيما ...

رشتیها هنگام باز کردن در کمد ...

و لرها از آن در پيچ ها به جاي ترمز استفاده مي کنند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:04
+5
مهسا
مهسا
شانس ما همیشه تو سینما

اينی که صندلی جلویی نشسته

خانومیه که موهاشو اندازه گنبد امام زاده داوود برده بالا{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:00
+3
مهسا
مهسا
جدیدترین شعر حیف نون :

هی وی وی وی وی وی وی وی وی وی

ترجمه : شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم !{-33-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 14:55
+3
مهسا
مهسا
گاهی وقتا به جای خاموشی در جواب ابلهان

، باید یه مشت بخوابونی زیر چشمش!

چون آدمی که ابله باشه ،

معنی اون سکوت رو هم نمیفهمه !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 14:44
+4
مهسا
مهسا
من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .(دکتر علی شریعتی){-2-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 14:42
+4
ronak
ronak
داشتم از درد به خود می پیچیدم....

همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی !!

و سالهاست .......رقاص پردرد خیابانهایم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 14:03
+5
sasan pool
sasan pool
امروز رفته بودم پاساژ علا الدین اونجا حالم بد شد مثل اینکه اوضاع قلبم بد جوری خراب شده دیگه جاهای شلوغ هم نمیتونم برم.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 13:39
+3
sasan pool
sasan pool
تنها ماندم
با چشمانی آزرده از هجوم تلخ تند باد ها
با چهره ای تکیده از سرمای زندگی
بی عشق ؛
و حتی امید .
تنها ماندم
بی چراغ ، در جاده ی تاریک زندگی ,
بی ماه هم ؛
آسمان دلش نسوخت برای پاهای برهنه
برای جاده ی پر سنگ
برای من ؛
تو
برای عشق دیرینه ی مان
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 13:36
+3
sasan pool
sasan pool
این روزها دلگیرم ، دلتنگم ...





اما دلخور نـیستم ...





صبح هادلخوشی هایم را با ویلچر به گردش می برم ...





روزها آدم های اطرافم را می شمارم ...





شب ها گوسفند ها را ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 13:21
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ