یافتن پست: #ها

mitra
mitra
یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد..یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:47
+3
zahra
zahra
زیـادی هــــم صـــــــاف نبــاش ،




آدمــا تو
جــــــاهای صاف بیشـتر مــی‌تونن ویـــــــراژ بدن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:46
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
گفتند عینک سیاهت را بردار

دنیا پر از زیباییست!!!

عینک را
برداشتم..
... ...
... ...

وحشت کردم از هیاهوی
رنگها

عینکم را بدهید...

میخواهم به دنیای یکرنگم پناه
برم...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:38
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
عضی از آدمها ، پُر از مفهوم اند.. پُر از حس های ِخوبند.. پُر از حرفهای ِنگفته اند... چه هستند ، هستند و چه نیستند ، هستند... یادشان.. خاطرشان.. حس های ِخوبشان.. آدمها بعضی هایشان ، سکوتشان هم پُر از حرف هست... پُر از مرحم ، به هر زخم است..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:22
+4
mitra
mitra
نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:22
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دلم گرفته دلم گرفته به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:21
+4
mitra
mitra
در دفتر خاطراتم نوشتم: عشق زیباست... استاد دفتر را
دیدو گفت: این یک رویاست... گفتم استاد تو از عشق چه میدانی،؟ گفت در عالم
عشق عاشق همیشه تنهاست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:18
+4
zahra
zahra
خدایا توبه از گناهانم بگذر!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:18
+4
zahra
zahra
گریه میکنم

کسی جواب گریه مرا نمیدهد

زخم خورده ام ولی میان جمع

یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد

چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی

یک نفر در این میانه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 11:14
+3
رضا
رضا
نمی توانم بگویم که

در دلم چقدر درد زندگی می کند

و نمی توانم بگویم

حرف هایی هست که

جهانم را بر هم ریخته

جهانی درون من

جهانی درون اشیاء سازی اطراف من

و در این فرصت کوتاه ...

نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم بود

و در کدامین غروب خواهم رفت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 10:31
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ