mitra
یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد..یاد قلبت باشد؛
یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد....
zahra
زیـادی هــــم صـــــــاف نبــاش ،
آدمــا تو
جــــــاهای صاف بیشـتر مــیتونن ویـــــــراژ بدن
عسل ایرانی
گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیباییست!!!
عینک را
برداشتم..
... ...
... ...
وحشت کردم از هیاهوی
رنگها
عینکم را بدهید...
میخواهم به دنیای یکرنگم پناه
برم...!!!
عسل ایرانی
عضی از آدمها ، پُر از مفهوم اند.. پُر از حس های ِخوبند.. پُر از حرفهای ِنگفته اند... چه هستند ، هستند و چه نیستند ، هستند... یادشان.. خاطرشان.. حس های ِخوبشان.. آدمها بعضی هایشان ، سکوتشان هم پُر از حرف هست... پُر از مرحم ، به هر زخم است..
mitra
نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
عسل ایرانی
دلم گرفته دلم گرفته به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است...
mitra
در دفتر خاطراتم نوشتم: عشق زیباست... استاد دفتر را
دیدو گفت: این یک رویاست... گفتم استاد تو از عشق چه میدانی،؟ گفت در عالم
عشق عاشق همیشه تنهاست
zahra
خدایا توبه از گناهانم بگذر!!!
zahra
گریه میکنم
کسی جواب گریه مرا نمیدهد
زخم خورده ام ولی میان جمع
یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد
چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی
یک نفر در این میانه
رضا
نمی توانم بگویم که
در دلم چقدر درد زندگی می کند
و نمی توانم بگویم
حرف هایی هست که
جهانم را بر هم ریخته
جهانی درون من
جهانی درون اشیاء سازی اطراف من
و در این فرصت کوتاه ...
نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم بود
و در کدامین غروب خواهم رفت