یافتن پست: #ها

ronak
ronak
این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را “باغبان ” خوبی بود اشک های هر شب من .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:45
+5
مهسا
مهسا
غریبی من از زندگی در غربت نیست

از تنهایی نیست

از بی کسی هم نیست...

غریبی من از این است که از نزدیک ترین هایم دورم ،

و به دورترین هایم نزدیک...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:45
+5
مهسا
مهسا
انهایی که با من و شما راه نمی ایند
برای دیگران می دوند . . .
{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:43
+4
مهسا
مهسا
تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد.
یک بار قسمت کردم
چندین برابر شد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:41
+4
مهسا
مهسا
عادت می کنم
به داشتن چیزی و سپس نداشتنش
به بودن کسی و سپس به نبودنش
تنها عادت می کنم ...

اما فراموش نه !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:40
+4
ronak
ronak
دیرگاهیست
بالهایمان را آویخته ایم به جالباسی
عادت کرده ایم به زمین
زمین جای گرم و نرمیست
چه خیال اگر چشمهایمان را خواب
چه خیال اگر دلهایمان را آب برده است!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:40
+4
مهسا
مهسا
هر روز نبودنت را
بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لا مروت
دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو
که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها
آن هم روی من . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:38
+4
سحر
سحر
یادش به خیر ....


یه زمانی تنها دغدغه ی زندگیمون این بود که دسته ی اصلی آتاری دست ما باشه..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:38
+4
ronak
ronak
شب قراریست

که ستاره ها برای بوسیدن ماه می گذارند

و چه زیباست شرم زمین

که خودش را به خواب می زند . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:37
+5
ronak
ronak
اگر مادرم میدانست معنی رها شدن چیست؟
و تاریکی یعنی چه؟
تیر رها شده در تاریکی نبودم…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/21 - 16:37
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ