یافتن پست: #ها

محمد
محمد
به دوستم میگم این لینک هایی که دادی همشون خرابه!! میگه یعنی باز نمیشه ؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ روشون کَپَک زده باید بریزیمشون دور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:55
+1
محمد
محمد
سگم رو بردم پیش دامپزشک، منشیش میگه سگتون مریضه؟ میگم پـــ ن پـــ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:54
+1
محمد
محمد
تو صف نانوایی من آخرین نفر بودم و جلوم یه خانم وایساده بود بره همین من با یه فاصله باهاش وایساده بودم.یه زن چادری خیلی پررو از راه رسیده میاد جوری به زن جلویی و من میچسبه که نزدیک بود بین من و اون یکی زنه گیر کنه.بش میگم خانوم اینجا صف هستا. میگه ا شما هم تو صف هستید ؟ پ ن پ زنبیل تو هستمو تاحالا اینجا وایساده بودم کسی نوبتت رو نگیره !!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:51
+1
محمد
محمد
رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه کتابشو؟ گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:50
+1
محمد
محمد
از این اتفاقها خیلی کم پیش میاد پس اون دو نفر تصمیم گرفتند که با این صحنه کم یاب عکس یادگاری بگیرند.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 21:09
+1
صنم
صنم
گاهی نباید ناز کشید نباید آه کشید نباید انتظار کشید نباید درد کشید نباید فریاد کشید تنها باید دست کشید و رفت!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:59
نیوشا
نیوشا
. آنقــدر مرا سرد کرد ؛ از خودش .. از عشق .. کــه حالا بــه جای دلبستن ، یخ بسته ام! آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد .. لیز می خوریــد ..!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:44
+5
نیوشا
نیوشا
خیلی چیز ها هستند که وقتی به دستشان می آوری
دیگر آنها از آن تو نیستند،
تویی که در دست آنهایی...!
18 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:40
+5
سحر
سحر
خاطره
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:28
+3
محمد
محمد
بچه ها چه موجودات پاکی هستند.../خودتان قضاوت کنید
دیدگاه  •   •   •  1390/11/17 - 20:24
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ