عطر نگاهت باز هم مرا مست کرد...؟! و من امشب امده ام با کوله باری از حرف های ناگفته!... با دستانی پر از نامه های برگشت خورده...! امده ام تا با صداقتی کودکانه فریاد بزنم ... دوستت دارم... همین...!!
بچه : بابا من برا چی به دنیا اومدم؟ بابا : تو به دنیا اومدی تا زیبایی های این دنیا رو ببینی، عاشق بشی، بگی، بخندی، محبت کنی، لذت ببری، دوست پیدا کنی… بچه : بابا !؟!؟! بابا : بله؟؟؟؟ بچه : ببند!
چادر و شال و حجاب همه بهانه است.... تو برهنه باش ولی خودت را پاک نگه دار... . . ... . . . .خودم اینو گفتم ... یه ذزه رو خودم سرمایه گذاری میکردم الان یه شریعتی در اومد بود