یافتن پست: #ها

حمید
حمید
زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن مرد: ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:25
+4
حمید
حمید
بچه از باباش مي پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي مي كنند يا با هم هستن؟ باباهه مي گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون يك جا باشن كه اونجا ديگه بهشت نمي شه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:24
+1
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
رفتم سیم کارت بخرم یارو گفت دوقلو میخوای ؟ گفتم پ ن پ ۴ قولو بده برا خانم بچه ها ببرم!‏
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:51
+2
حمید
حمید
كاش يادت نرود روى آن نقطه پررنگ بزرگ ,بين بى باورى آدم ها, يك نفر مى خواهد كه تو خندان باشى نكند كنج هياهوى زمان , بروم از يادت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:58
رضا
رضا
شاید آن روز که عاشق بودم، آسمان دلم آبی تر بود

ساده تر بود برایم پرواز...

ساده تر بود برایم آواز...

شاید آن روز به اندازه ی عاشق شدنم

وسعت آبی دنیای پس پنجره ها، آینه ها

اندکی قابل سنجیدن بود..

دست های پر از احساس وتماشایی گل، خواهشی در طلب چیدن و بخشیدن بود.

ولی افسوس از آن عشق و هوا

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر!؟

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر.........!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 17:19
حمید
حمید
عشق، گلي‌ست كه در وجود تو مي‌رويد. فقط كافيست زمينه را مهيا كني. خود را به روي بي‌كران باز كن: عشق، مي‌آيد و در دل تو خانه مي‌كند. ابتدا، خود باش. ابتدا، خود را بشناس و با خود انس بگير. عشق، پاداش اين انس و آشنايي‌ست. عشق، پاداشي است از فراسو. عشق، ميهماني‌ست كه به دل‌هاي آشنا و بيدار سر مي‌زند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 14:30
aB'Bas S
aB'Bas S
روز شهادت امام هشتم رو به همه ي كاربران عزيز تسليت عرض ميكنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:15
sasan pool
sasan pool
عباس قادری از وقتی فهمیده من دوستش دارم و عاشقش شدم در وصف من این شعر زیبا خونده .خیلی زحمت کشیدی عباس جان.راضی به زحمت نبودیم. ساسی چه بلایی/قشنگی ناقلایی/دلم مونده ز دستت/نمیدونم کجایی /تو که چشات قشنگه/مثل شهر فرنگه/آهای ساسی قشنگه/آهای ساسی قشنگه.:x:x:x:x:x:x:">:">:">:">
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:16
aB'Bas S
aB'Bas S
؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:02
رضا
رضا
از کجا آمده ای؟ که چنین نمناکی! زیــر بــاران بــودی ای خــیـال ابـدی! بــی تــو مـن تنهایم تـو چــرا غـمـگـیـنی؟ من اگـر می گریم تــرس فــردا دارم تـرس بی تو ماند تـو چرا می گریی؟ ای صدای قدمت نبض دلتنگی من مـن اگـر دلـتـنـگم تـو چـرا تـنـهـایـی؟ روبه رویم بنشین حرف دل با من گو مـن اگر خاموشم تـو چـرا دلـتـنگی؟ سایه ات زد فریاد من برا ی غم تو می گریم مـن مـســافــر هـسـتـم آمدم تا بروم سفرم تاابدیت جاریست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 10:33

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ