یافتن پست: #ها

gamer
gamer
سفره را جمع کردم ودر یخچال گذاشتم ولی ناگاه !! صدای دلنشینی و آهنگینی را شنیدم. به مادر گفتم : می شنوید؟ گفت : چی ؟ گفتم: صدای آهنگی دلنشین می آید مادر گفت: آنچه می شنوی ، قل قل سماور است و صدای گر گر بخاری ، صدای باد که شیشه های پنجره را می لرزاند ، صدای خش خش کاغذی که خواهرت روی آن می نویسد . صدای شستشوی ظرفهای من و صدای بوق و عبور ماشینها در خیابان است . گفتم صدای دیگر هم هست صدای آهنگین شما که داشتید حرف می زدید ! پدر گفت : و صدای گوش تیز کردن من که داشتم به حرف های شما گوش می دادم ! هر سه خندیدیم .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:57
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت نه گفت دوستم داري؟ گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا دختره چشماش پر از اشک شد هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي تورودوست ندارم چون عاشقتم اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم به افتخار پسرهای ایروونی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:57
+6
-1
gamer
gamer
یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده: هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دکتر؟ دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل. همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش. شکارچی چتر رو به طرف پلنگ نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین! پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتماً یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقاً منظور منم همین بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:56
+2
gamer
gamer
بچه ها شب همتون بخير باي
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:48
+2
ebrahim
ebrahim
از آنجایی که شعر و نثر در خون ما ایرانی ها است و آثار ماندگاری در تاریخ در این ضمینه داریم مانند : شاهنامه (فردوسی) قابوس نامه (کیکاوس) ... ... مرزبان نامه (سعدالدین) نی نامه (مولانا) و .... این بار هم بعد از سال ها و در سبکی جدید (رپ) گروهی موفق به نام [زدبازی] آلبومی بیرون خواهد داد تا مانند نام برده های قبلی اثری ماندگار و در تاریخ جاویدان باشد به نام زاخار نامه ,,, (علی یگانه دوست)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:47
+6
mohsen
mohsen
به طرف میگن عروسی پسرت کی هست ؟ میگه : این دوشنبه نه ، چهارشنبه بعدی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:36
+2
mitra
mitra
سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:35
+8
عسل ایرانی
عسل ایرانی
حرکاتی که آقایون پس از مکالمه با خانم ها باید انجام بدن :دی (من پیچیدم به بازی تا لهم نکردن :دی)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:32
+6
mina_z
mina_z
پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:29
+6
ebrahim
ebrahim
مدرسه دخترونه: ناظم : دخترا آخر هفته قراره بریم اردو بچه ها : آخ جووووووووووووووون اردو بچه ها من چیپس میارم با کلوچه. ساناز تو دوربین بیار عکس بندازیم اونجا و..... ... مدرسه پسرونه: ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو بچه ها : ایول ایول بچه ها هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده. صادق قلیون که به راهه ؟ اکبر با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشت بزنیم آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:28
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ