یافتن پست: #ها

مهسا
مهسا
کفش های کهنه ات را دور نینداز ، شاید دوباره به کوچه های قدیمی بازگشتی ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:29
+3
مهسا
مهسا
حضور هیچکس در زندگی‌ ما اتفاقی‌ نیست ، خداوند در هر حضور رازی‌ را برای تکامل ما پنهان کرده است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:26
+3
رضا
رضا
خلاصه بهاری دیگر بی حضور تو از راه می رسد،... و آن چه که زیبا نیست زندگی نیست روزگار است، گل نیلوفر مردابه ی این جهانیم و به نیلوفر بودن خود شادمانیم
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:23
+1
مهسا
مهسا
کسانی هستند که با ما صحبت می کنند و ما به آنها گوش نمی دهیم؛ کسانی هستند که ما را آزار می دهند و جراحت ماندگاری باقی نمی گذارند، اما کسانی هم هستند که تنها سر راه زندگی ما قرار می گیرند و مهر و نشان شان را برای همیشه بر ما می گذارند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:21
+3
mina_z
mina_z
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:16
+4
مهسا
مهسا
آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند ، که این روزها ؛ با حرف هایمان هم آدم می کشیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:16
+4
مهسا
مهسا
ادای آدم های قوی را در آوردن هنر می خواهد؛ اینکه خسته باشی، بغض داشته باشی و از درون شکسته ... صورتت را با سیلی سرخ نگه داری و خودت را به زور سر ِپا! هی به خودت بگویی اتفاقی نیافتاده است ولی ته دلت بدانی"اتفاق" افتاده است جانم ، افتاده است ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:13
+3
gamer
gamer
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 18:07
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست،اگر توانستی با تکه های شکسته ی دل کسی یک پازل جدید بسازی هنر کرده ای.......
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 17:32
+6
sasan pool
sasan pool
خب می خوام براتون داستان خریدن ماشینمو بگم که خیلی با مزه هست.صبح روز 12 فروردین ماه سال 1390 من و بابک(داداشم)امیر علی(دوست داداشم)رفتیم خیابون خورازیل روز های جمعه اونجا ماشین میارن برای فروش سه تا سمند lx بود که هر سه تاشون خاکستری بودن یکیشون خیلی تمیز بود مدل 1387 بود قیمتش هم 10.450 بود که 1میلیون کمتر از قیمت بازار بود خلاصه بعد از دیدن ماشین و تست ماشین ماشین خوابوندیم پارکینگ تا روز سه شنبه سه شنبه ماشین سند خورد.سند ماشین به اسم یک بابای دیگه بود بیمه ماشین به نام همین بابایی بود که ماشین ازش خریدم کارت سوخت ماشین هم به نام یک سمند دیگه و اسم یک بابای دیگه بود.خلاصه ماشین که خریدم تا الان 3 میلیون خرجش کردم خیلی ماشین تمیز بودی خرج هاشم همه سر لاستیک بود چون لاستیک هاش آشغال بود.دو بار من لاستیک خریدم.کلاچ هوشمند کردم.صفحه کلاچ عوض کردم و بیمه بدنه کردم و ضبط انداختم و... که اگه اینا رو خرج نمی کردم هم اتفاقی نمی افتاد.ولی خب دوست دارم ماشینم تمیز باشه.{-33-}{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 16:48
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ