mary jun
قلبم رو ک تکه تکه کردی
کارت ک تموم شد
صدایم کن
تا
خرده های احساسم را از روی زمین جمع کنم...
♥ نگار ♥
من محو تماشاتم
تو فکر یکی دیگه
من پای قدمهاتم
mary jun
آن سوی تنهایی
بهانه هایت برای رفتن چ بچگانه بود
چ بیقار بودی زودتر برو ی
از دلی ک روزی بی اجازه وارد آن شده بو د ی
من سوگوار نبودنت نیس تم
من شرمسار این همه تحم لم
mary jun
میخواهم
اونقدر خودخواهانه بغلت ک نم
ک جای ضربان قلبم روی تنت بمونه
mary jun
در مرد ها حسی هست ک اسمشو میذارن غیرت
و ب همون حس در خانم ها میگن حسادت
اما
من ب هر دوشون میگم عشق
تا عاشق ن باشی
ن غیرتی میشی ن حسود
♥ نگار ♥
از تمام دلتنگی ها، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم!
mary jun
ز بیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم
مزن لاف مروت را ک من مردی نمیبینم
منم آن چوب سرگردان ب ساحل میرسم
زیرا
درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم
mary jun
خدایا هیچ تنهایی رو آنقدر تنها نکن.....
ک ب هر بی لیاقتی بگ ...
عشششقم