یافتن پست: #ها

محمد
محمد
به سلامتی مادرها کـه اگه یـه تـک سرفه بزنیم ،
میشـــن پرستارٍ بخشِ مـراقبتهای ویژه …
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 21:22
+4
محمد
محمد
جاده خیس باران دشواریست و پاهای من از خستگی بهانه ی ماندن میگیرند!
رفتن را باید قاب کنم بزنم به دیوار آرزوهایم!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 21:15
+4
محمد
محمد
کفش، ابتکار پرســــه های من بود
و چتر، ابداع بی سامـــــانی هایم
هندسه، شطرنج سکـــــوت من بود!
و رنگ تعبیر دلتنگـــــــی هایم...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 21:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مستقیــم !؟



دربسـت !؟

.

.


مدتهاست مانده ام ...!



در این شهر شلوغ و پرترافیک



کســی دلم را نمی بـَـرد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 20:00
+5
be to che???!!
be to che???!!

khodfez dostaye khubaaaaaaaaaaaaaam....dobare barmigardam...dobare

barmigardam...khkhkhkh
6 دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

استادی رو بــه ســوى جهنم مى بردند…
از ترس فریاد مى کشید…
چرا خدایاااااااا…
مگه من چی کار کردم ؟!؟؟
یکى از فرشته ها گفت عجبااااااااا
روتو برم! اون همه نمره 0 و حذف و …
استاد : مزخرف میگی چه مدرکی دارین آخه ؟؟؟؟
فرشته لبخندى زد…
و به اذن خدا عمه استاد به سخن درآمد.!!!
فرا رسیدن ایام امتحانات تسلیت باد

دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:44
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…

به عادت ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن!

اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…

پلیس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:ما باید اون آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی!

دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:38
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خرچنگ ها یک جوری راه میرن انگار دستاشونو شستن میخوان وارد اتاق عمل بشن !!! :|
2 دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:33
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اینقد سطح آرزوهامو اوردم پایین به نفت رسیدم فقط پول ندارم پالایشگاه بزنم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:23
+2
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/10/13 - 19:17
+4
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ